این مجموعه که بر دامنه کوه حاجی آباد و در فاصله 3 کیلومتری تخت جمشید نقر شده است .در هیچ منطقه ای نمیتوان تداوم تاریخ ایران را بهتر از نقش رستم بررسی کرد . زیرا در این محل آثار مربوط به دوره های ایلامیان و هخامنشیان و ساسانیان در کنار یکدیگر وجود دارند .
آرامگاهها :
آرامگاههای موجود در نقش رستم بین سالهای 400تا 550 قبل از میلاد در دوران هخامنشی به شکل صلیب در دل کوه کنده شده و همگی دارای ارتفاع یکسان از سطح زمین اند .این آرامگاهها از سمت چپ , جنوب به شمال مربوط به اردشیر اول , خشیارشاه ,داریوش کبیر , و با زاویه 90درجه و رو به جنوب داریوش دوم می باشند.فقط آرامگاه داریوش بزرگ دارای کتیبه است و این کتیبه شرح مفصلی از جنگ وی با پادشاه دوروغین یعنی بردیا می باشد .همچنین در این کتیبه پیروزیهای مهم و چگونگی دوران حکومت او نقل شده است .

کعبه زرتشت : کعبه زرتشت یا برج نقش نقش رستم درمقابل آرامگاه داریوش بزرگ قرار دارد و ارتفاع آن 11 متر و عرض آن 7 متر می باشد .مورد استفاده این برج هنوز کاملا مشخص نشده عده ای آن را آرامگاه و عده ای آن را آتشکده و عده ای هم با استفاده از کتیبه های که بدستور کرتیرحامی مذهب رسمی ساسانیان در روی دیوارهای این برج نوشته شده آن را محل نگهداری نسخه اصلی اوستا می دانند. 
این ارگ در جنوب غربی شهر کنونی راین و بر بالای قلعه ای با شکوه و عظمت خودنمایی می کند . این بنای خشتی با مساحتی بیش از 20 هزار متر مربع تا حدودی به ارگ تاریخی بم شبیه است . پلان قلعه تقریباً مربع شکل و با چندین برج در اطراف مزین شده است . دور تا دور قلعه را حصاری در برگرفته که ارتفاع آن اندکی بیش از 10 متر است . تنها ورودی قلعه از جبهه شرقی است که با سر در بزرگ و باشکوه به محوطه داخلی راه دارد . این قلعه بعد از ارگ بم دومین بنای خشتی استان کرمان محسوب می شود.
بعد از عبور از کوچه شرقی – غربی به چهار سوی کوچک هشت ضلعی می رسیم که انتهای راهروی آن به چهار ساختمان زیبا که احتمالاً محل حاکم نشین بوده ختم می شود . این خانه ها به وسیله حصار و با برج هایی در اطراف محصور شده است . چنین به نظر می رسد که خانه های یاد شده در زمان قاجار ساخته شده باشند زیرا پلان و نقشه آن ها شبیه بناهای این دوره است .
قلعه ، عناصری چون بازار ، اصطبل ( تابستانی و زمستانی ) زورخانه و محل عامه نشین دارد .از قدمت و زمان بنیان اولیه قلعه اطلاع دقیقی در دست نیست و تاکنون هیچ شواهد و مدارکی که قدمت آن را دقیقاً مشخص کند به دست نیامده است و تا زمانی که تحقیقات علمی و کاوش های باستان شناسی انجام نپذیرد نمی توان تاریخ دقیقی برای آن منظور کرد .
در منتهی الیه شرقی کرمان گنبد بزرگ و عجیبی از سنگ و گچ بنا گردیده که دست تطاول روزگار در تخریب آن کوتاه آمده است . این گنبد هشت ضلعی تماما از سنگ است و عرض پی آن نیز در پایه به 3 متر می رسد.در هشت طرف آن هشت در بعرض 2متر قرار گرفته که اخیرا برای مستحکم ساختن بنا و جلوگیری از تخریب آن درگاهها را با سنگ مسدود کرده اند و فقط یکی را باز گذاشته اند . قسمت بالای گنبد از آجر ساخته شده است و معلوم نیست که آیا روی گنبد کاشی بوده یا نه؟
در داخل گنبد ظاهرا گچ بری ها و تزئین کاریهایی وجود داشته که قسمت بالا ریخته و قسمت پائین را تخریب کرده اند . از تاریخ بنا و منظور از ساختمان این گنبد مطلبی ذکر نشده سر پرسی سایکس در کتاب هشت سال در ایران می نویسد : از قبرستان که رد می شوید یک ساختمان هشت ظلعی سنگی خواهید دید که گنبدی به شکل دو هلال برآن قرار گرفته و قطر داخل آن 18 فوت و هر طرفی نیز 18 فوت و نوک آن اجری و منتهی الیه آن دایره می باشد . این محل را جبلیه می نامند و تنها ساختمان سنگی کرمان همین گنبد جبلیه است.
ایرانیان معتقدند که این محل مقبره یکی از زرتشتیان بوده و برخی نیز عقیده دارند که مزار سید محمد تباشیری است .ولی نسبت اخیر را در بعضی نقاط تکذیب می کنند . بدیهی است در زمانی که این قبرستان را ویران کرده اند سنگ این مقبره را برداشته اند و برای نمایی بکار برده اند برخی این گنبد را متعلقبه سلجوقیان می دانند .
ولی این ادعا درست نیست . "جبلی " تحریف یافته کلمه " گبری " است و برطبق قواعد اشتقاقهای فارسی " گ " به "ج" بدل شده است قدمت این گنبد را از این کلمه که آن را گنبد "گبر " نیز گفته اند می توان حدس زد که شاید مربوط به پیش از اسلام باشد و از بناهای زرتشتی و گبری است گرچه استیل آن با استیل آتشکده تطابق ندارد .
از سبک معماری آن نیز استنباط می شود بنای مذکور مربوط به اواخر دوره ساسانی می باشد که اوائل اسلام تعمیر و مرمت شده است و یا اینکه در اوائل اسلام با الهام از معماری ساسانی بنا گردیده است.

مجموعه ساختمان های عمارت ملک در حدود 100 سال قدمت دارد ودر نزدیکی میدان بهمنی شهرستان بوشهر قرارگرفته است. مساحت زیربنای آن 4000 متر مربع بوده و در دوره قاجاریه توسط معماران فرانسوی با مصالح محلی احداث شده و درب و پنجره آن زیر نظر مهندسین فرانسوی ساخته شده است.
عمارت متعلق به یکی از ثروتمندان بوشهر به نام محمد مهدی ملک التجاره بوده است این کاخ توسط متجاوزین انگلیس اشغال شده و به صورت مقر نظامی آن ها در آمد. آن ها بعد از سال ها استقرار در این کاخ با ورشکست شدن ملک التجار(صاحب اصلی کاخ) لوازم نفیس آن را با قیمت کم خریداری کرده و با خود بردند. در اواخرسلطنت رضا شاه این عمارت که خوابگاه نظامیان شده بوده و پس از چندین بار بازسازی رو به ویرانی نهاد و متاسفانه به خاطر وسعت زیاد هنوز مرمت نشده است.
نوع و سبک معماری از سبک ساختمان سازی دو قرن پیش سواحل خلیج فارس که به بنگله معروف است تاثیر گرفته است و دارای یک قسمت استحفاظی , بارو و شاهنشین و قسمتی به صورت چند ایوان و اتاق های مسکو نی است .
پارک ساحلی آب شیرین کن هم در نزدیکی عمارت ملک و روبروی دانشگاه خلیج فارس قرار دارد که خیلی با صفا و زیباست . یک قسمت از این پارک جزء منطقه نظامی است ولی با این حال بازدید امکان پذیر است . رستوران سنتی و کافی شاپ هم در پارک موجود است و از پیتزا سمبوسه های خوشمزه پارک آب شیرین کن هم بی نصیب نمانید . پارک آب شیرین کن در اوایل فصل بهار از همیشه سر سبزتر و زیباتر است .
غار نول در کوه گل واقع در 20 کیلومتری منطقه سی سخت یاسوج واقع گردیده است. غار نول با طول 80 متر دارای چند تالار پلکانی و انشعاب های مختلف و از لحاظ بررسی های زمین شناسی حائز اهمیت می باشد. ارتفاع دهانه غار 3 متر است که در برخی نقاط درون غار تا 20 متر تغییر میکند. سقف و بدنه غار از سنگهای آهکی اسماری و قندیلهای زیبایی پوشیده شده و قطعات آب از این قندیلها و سقف غار, چکه میکند. در عمق غار چند چشمه وجود دارد که آب زلال و خنکی از آنها جاری است. دخالت های انسانی پیرامون چشمه سارها و قنات های اطراف این غار بیانگر استفاده از غار در دوره های گذشته و اخیر است . به نظر میرسد این غار در گذشته به عنوان پناهگاه موقتی مورد استفاده قرار گرفته است .
مسجد امیر چخماق که در تاریخهای یزد به نام مسجد جامع نو نیز خوانده شده است در دوره صفویه به همت امیر جلال الدین چخماق شامی حاکم یزد از امراء و سرداران و مقرب درگاه شاهرخ و زن او ستی (بی بی) فاطمه خاتون احداث شده است. این مسجد در سال 841 هـ.ق به پایان رسید.از حیث زیبایی، وسعت، اهمیت و اعتبار بعد از مسجد جامع شهر قرار دارد.
در توصیف این مسجد باید گفت که در کریاس (ساختمان جلوی درب وروردی) مسجد به میدان میر چخماق باز میشود، سنگی نصب گردیده که بر آن متن وقفنامهای به خط نسخ نقر شده است.
در طرف راهروی شمالی که از درب کریاس به صحن وارد میشود، شبکههایی ظریف از کاشیهای معرق در پنجرهها نصب شدهاند. قسمتی از سردر صفحه ایوان کاشیکاری معرق شده است و جرزهای آن آجری رنگ میباشد. دور خارجی گنبد و بر کمربند آن عبارت "السلطان ظل الله...." به کوفی بنایی تکرارشده است.
محراب صحنه اصلی از کاشی معرق است با ساختمانی مقرنس کاری که در وسط آن سنگ مرمر بسیار خوشتراشی به اندازه 1/15 * 3/38 متر نصب شده است. و در وسط منقرص کاری یک گل مربع به اندازه 54 * 95 سانتیمتر نصب است و در دست چپ ایران، یک سنگ مرمر به اندازه 28 * 30 سانتیمتر نصب شده است.سر در شرقی مسجد دارای کتیبهای از کاشی معرق به خط ثلث محمد الحکیم است.
گنبد مسجد خمیده و ترکدار است با کاشی سبز رنگ کاشی شده و پیرامون آن نیز کتیبهای به خط کوفی قرار دارد.
نارنجستان قوام متعلق به خاندان قوام الملک بوده است . عمارت نارنجستان بعنوان دیوانخانه و محل مراجعات رعیت ها و دیگر مردم و همچنین محل تشکیل جلسه های عمومی و نشست های بزرگان و اشراف در زمان قاجاریه مورد استفاده قرار می گرفته است. خاندان قوام الملک از خانواده های مقتدر دوران قاجاریه بوده که چندین قرن سردمدار حکومت نواحی فارس بودند.
عمارت نارنجستان با صنعت آینه کاری ، نقاشی ، کاشیکاری ، گچبری و منبت کاری تزیین شده است و یکی از شاهکارهای دوره قاجاریه می باشد .
ایوان یا تالار آینه در وسط و اتاقهای در چپ و راست آن به صورت قرینه ساخته شده اند . حتی سنگهای پایین دیوار نیز به صورت قرینه حجاری شده اند . بر سطح این سنگها نقشهایی از شیر، مقبره و سربازان هخامنشی ، مبارزه با هلاهل ( موجود افسانه ای ) بچشم می خورد .
کف ایوانهای این بنا با قطعات کاشی سفید و آبی به طرز زیبائی مفروش شده است و دیوار ایوانها از نمونه های جالب هنر دوره قاجاریه می باشد که روی آنها گچبریهای زیبائی انجام شده است.
این بنا دو متر از کف حیاط بلند تر است و آجر بعنوان مصالح اصلی بکار برده شده است.سقف بنا با نقاشیهای زیبا با رنگهای گرم و طرحهای متنوع پوشیده شده است .
ابراهیم خان قوام الملک در سال 1345 خورشیدی این بنای با ارزش و زیبا را به دانشگاه شیراز اهدا کرد و امروزه به موزه نارنجستان که وابسته به دانشکده هنر معماری است تبدیل شده و برای بازدید عموم آزاد می باشد.
آدرس : شیراز – خیابان لطفعلی خان زند
این قلعه که در ضلع شمالی جزیره هرمز و در ساحل دریا قرار دارد، مهم ترین قلعه باقی مانده از روزگار تسلط پرتغالی ها بر سواحل و جزایر خلیج فارس است. این قلعه به فرمان آلفونسوآلبرکرک دریانورد پرتغالی در سال 1507 میلادی، در محلی موسوم به مورنا احداث شد. قلعه به شکل چند ظلعی نامنظم است. ساختمان آن بسیار محکم است و دیوارهایی به قطر 3/5 متر با چند برج به ارتفاع 12متر دارد. تاسیسات قلعه شامل انبارهای تسلیحات ، آب انبار و اتاق هایی با سقف هلالی است . در زمان شاه عباس که به استعمار پرتغالی ها در ایران خاتمه داده شد، این قلعه به دست امام قلی خان از سرداران شاه عباس فتح گردید.
محمدمهدی فتوره چی
مقدمه
برنامههای توسعه منابع انسانی یکی از مهمترین چالشهای دولتها در استقرار نظامهای جامع مبتنی بر فناوری ارتباطات و اطلاعات میباشند. همان گونه که فناوری ارتباطات و اطلاعات مکمل بازآفرینی سازمانها در بسیاری از فرآیندهای کاری روزمره خود بوده است که نمونههای آن شامل بانکداری الکترونیکی، تجارت الکترونیکی، پست الکترونیکی، دولت الکترونیکی و ... میشود، حوزه یادگیری الکترونیکی یا آموزش الکترونیکی نوید بخش اجرائی شدن آرمانهای به نظر دور از دسترس تا دو دهه قبل میباشد. حذف محدودیت زمان، مکان و سن آموزشگیرنده که به عنوان آرمانهای دوردست مطرح بوده است، امروزه دیگر محدودیتهای بزرگی به نظر نمیرسند. از سوی دیگر نیازهای گسترده مهارتی جوامع دانائی محور و مبتنی برفناوری اطلاعات با ادامه استفاده از روشهای سنتی نظام آموزشی قابل پاسخگویی نمیباشد. اگرچه نظام آموزش سنتی نیز دارای ویژگیهایی است که نادیده انگاشتن آن ویژگیه، اثربخشی یادگیری را کاسته و عامل بروز ناهنجاریهای بسیاری میگردد.
فناوریهای یادگیری مبتنی بر کامپیوتر، یادگیری مبتنی بر وب، دانشگاه مجازی، کلاس مجازی بر خط که در سایه توسعه شبکههای گسترده جهانی ا مکانپذیر گشتهاند، راه را بر ظهور شیوههای نوین آموزش هموار ساختهاند. امروزه روند رشد سرمایهگذاری جهانی در نظامهای سنتی کاملاً رو به افول و در سال 2003 به مبلغ هفت میلیارد دلار رسیده، حال اینکه سرمایهگذاری در نظامهای آموزش الکترونیکی دارای رشد روزافزون بوده و در سال 2003 به رقم 6 میلیارد رسیده است.
e-learning چیست؟
تعریف لغوی:
به مجموع فعالیتهای آموزشی اطلاق میگردد که با استفاده از ابزارهای الکترونیک اعم از صوتی، تصویری، رایانهای شبکهای، مجازی صورت میگیرد.
تعریف مفهومی:
یادگیری فعال و هوشمندی است که ضمن تحول در فرآیند یاددهی و یادگیری و مدیریت دانایی، در گسترش، تعمیق و پایدار نمودن فرهنگی ICT نقش اساسی و محوری خواهد داشت.
سیر پیدایش و تحول آموزش مجازی
تاریخ تفکر آموزش از راهدور را باید در اواسط قرن بیستم جستجو کرد. ایده آموزش غیرحضوری که پیشینه تاریخی آموزش اینترنتی یا دانشگاه مجازی قلمداد می شود، به طرح دانشگاه آزاد (open university) که از سوی کشور انگلیس مطرح گردید، مربوط میشود. براساس این طرح، متقاضیان با استفاده از برنامههای تلویزیونی، آموزشهای علمی لازم را میگذراندند و
سپس مدرک دریافت میکردند. همچنین با ابداع مفهوم ”کلینیک آزاد“ در ایالات متحده آمریکا (در دهه 1960) و با راهاندازی کارگاه مشورتی و کرسیهای آموزشی در داخل این کشور، گام عملی بزرگتری در این زمینه برداشته شد. در دهه هفتاد میلادی با توجه به دسترسی گسترده و عمومی به کامپیوتر در آمریکا، تدریس غیرحضوری با استفاده از شیوهای تحت عنوان «modem bulletin board» رایج شد و برای اولین بار، ارائه واحدهای درسی به صورت «on line» در اوایل دهه 1980 توسط یکی از بنیانگذاران دانشگاه مجازی در ایالات متحده آمریکا ابداع گردید. در سال 1988 برای اولین بار یک برنامه نرمافزاری قدرتمند که بیانگر تحول انقلابی در سیستم الکترونیکی بود، تحت عنوان «استاد دیجیتالی» (Digital-Prophessor) که یکی از موارد استفاده اولیه از کامپیوتر تلفنی در امور آموزشی را پیشنهاد میکرد، در آمریکا مورد استفاده قرار گرفت. از آن زمان تاکنون، دانشگاه مجازی تحولات زیادی را پشتسر گذاشته است؛ از جمله در سال 1995 مراکز علمی ـ آموزشی آمریکا با ایجاد تغییراتی در این سیستم و تقویت آن، به امکان گسترش شیوه آموزش الکترونیکی به سراسر دنیا دست یافتهاند. اگرچه در ابتدای کار، افکار عمومی، کمپها و وبسایتهای جهانی، از جمله سایتهای مربوط به آموزش مجازی را هوس زودگذر «Passimg fad» تلقی میکردند، اما امروزه شاهد ایجاد صدها سایت آموزشی با قابلیت ارائه بیش از پانصد عنوان درسی کم هزینه بر روی اینترنت جهانی هستیم که موضوعات بسیار گسترده و متفاوت علمی را تحت پوشش خود قرار دادهاند. طبق یک برآورد آماری، بیش از یک میلیارد نفر در سراسر دنیا به اینترنت دسترسی داشته و به آن ملحق شدهاند و یک میلیون نفر از آنها به سیستم آموزشی الکترونیکی دانشگاههای معتبر دنیا پیوسته و از این طریق به ادامه تحصیل پرداختهاند. بنابراین میتوان ادعا کرد که در سطح بینالمللی و با استفاده از تکنولوژی مدرن ارتباطات، یک مجمع جهانی یادگیری ایجاد شده است که نه تنها مراکز مختلف علمی، بلکه استادان و حتی دانشجویان رشتههای مختلف علمی را با یکدیگر آشنا میکند و توان علمی ـ آموزشی آنان را بدون محدودیت زمانی و مکانی مورد استفاده مشترک قرار میدهد. بیتردید، در آینده نزدیک، آموزش غیرحضوری بیشترین فضا را در اینترنت اشغال خواهد کرد.
پایان تکامل، آغاز فنا است
میزان موفقیت هر جامعه، وابسته به توان دانش پژوهانی دارد که درگیر فرایند یادگیری همیشگی هستند. اگر توان آن را نداریم که فردا را برای فرزندان خود به دلخواه بسازیم، شرط عقل است که جوانان خود را برای زندگی در شرایط فردا آماده سازیم. لازمه این امر خارج شدن از پوسته سنتی و قدیمی است که یادگیری را صرفاً قابل حصول در کلاسهای درس و میزان دانایی حاصله را بر پایه درجه مدارک اخذ شده ارزیابی میکند.
تحصیلات کلاسیک و دانشگاهی همیشه جایگاه رفیع خود را حفظ خواهد نمود و دورههای آموزشی، هرگز نمیتواند جایگزین تحصیلات دانشگاهی بشود. در هر حال، دورههای آموزشی میتواند چگونگی کاربرد دانش خاص را به دانشپژوهان بیاموزد و باعث افزایش مهارت و شایستگی افراد شده و چگونگی انجام کار را به افراد بیاموزد. روشهای یادگیری نیز خود از تغییرات فناوری مصون نبوده و در نتیجه، متأثر از آن میباشد.
مادامی که فناوریها در حال تغییر ماهیت کاری و تجاری هستند، نحوه ارائه آموزش را نیز دچار تحول میکنند و از آنجا که نحوه یادگیری افراد متفاوت میباشد، میبایستی اصول ذیل را مد نظر داشت.
آموزش باید براساس سبک یادگیری افراد بنا شده باشد، زیرا وقتی که سخن از یادگیری است، یک نسخه و اندازه مناسب بری همگان وجود ندارد و نمیتوان با یک استراتژی نیاز تمام دانش پژوهان را فراهم آورد.
آموزش باید براساس رسیدن به یک هدف خاص، طرحریزی شود و برنامه اجرایی آن نیز از روش تکاملی پیروی نماید تا بتوان با اندازهگیری نتایج حاصله و مقایسه آن با اهداف تعیین شده، میزان انحراف را تشخیص داد.
باید از آخرین فناوریهای روز جهت هرچه کاراتر و مؤثرتر کردن برنامههای اجرایی و دستیابی به نتایج مطلوبتر بهره برد.
تغییر چهره آموزش در جهان
فناوری ارتباطات و اطلاعات در مدت زمان کوتاهی که از پیدایش آن میگذرد توانسته است تغییرات فراوانی را در نحوه زندگی بشر به وجود آورد. یکی از بسترهایی که سهم عمدهای از این تغییرات را به خود اختصاص داده است آموزش است. آموزشهای مبتنی بر تکنولوژی نوین اینترنت، با تغییرات بنیادینی که در مفاهیم آموزش سنتی ایجاد کرده است، توانسته است بسیاری از ناکارآمدیهای سیستمهای سنتی آموزشی را رفع کرده و دگرگونیهای اساسی را در آموزش به وجود آورد. محور تغییرات ایجاد شده، حذف زمان، مکان و محدودیتهای منابع آموزشی از سیستمهای سنتی است. این امر سبب تغییر روشها و رویکردها در امر آموزش شده است. فناوری اطلاعات، امکانات زیادی را در اختیار افراد قرار میدهد. با استفاده از دنیای مجازی در آموزش، میتوان به روشهای نوین و کارآمدی از آموزش دست یافت. استفاده از چنین سیستمهایی که از امکانات دنیای مجازی استفاده میکنند میتواند سبب افزایش بهرهوری آموزش، انعطافپذیری در زمان و مکان، کاهش ترافیک و آلودگی ناشی از رفت و آمد در شهرهای بزرگ شوند.
از آموزش کلاسیک تا الکترونیک
تکنولوژی ارتباطات و اطلاعات بخش آموزش را نیز متأثر ساخته و به شکلی پیوسته و فزاینده در حال تغییر محیط معارف آموزشی و یا ارائه بسترهای مختلف یادگیری است. این تغییرات به هیچ وجه در اضافه کردن چند رسانه دیگر به جمع رسانههای موزشی قبلی در آموزش متعارف و معمولی و به عبارت دیگر ”حضوری“ خلاصه نمیشود، بلکه نوع جدیدی از آموزش را امکانپذیر ساخته است. نتیجه چنین تغییری، روبرو شدن با موقعیت متفاوت متعلم و نقش جدید معلم میباشد.
بخش آموزش در یک نگاه تقابلی با سه نوع بستر در قالب: آموزش کلاسیک(c-learning)، موزش الکترونیکی (e-learning) و آموزش نوین حضوری (o-learning) روبرو است و در هر کدام نوع دیگری از ارتباط طرفین آموزش (معلم و متعلم) مطرح است. تدریس و تحصیل در هر کدام از این بسترها، تغییر نگرش در رفتار آموزشی، ساختار تحصیلی و ارائه محتوا را میطلبد و استفاده به جا از هر کدام از بستره، نیازمند بررسی عمیقتری میباشد.
تغییر در رفتار آموزشی و همچنین در تصوری که از سیستم آموزشی وجود دارد، با نیاز به استفاده از محتوای آموزش، بدون وابستگی به زمان و مکان (و فرد مدرس) همراه شده است و نیاز به دسترسی با محدودیت کمتر به اطلاعاتی که در شبکههای مختلف وجود دارد و همچنین یادگیری سریعتر و (بهتر) عجین شده است. مقایسه انواع آموزش و مقایسه اجباری و دائمی آن با آموزش متعارف، از یک طرف زمینه را برای به چالش کشیدن و نشان دادن اقلیتها و یا عدم تواناییهای هریک مهیا ساخته است و از طرفی دیگر خصیصه مثبت آموزشهای نوین با امکانات چندرسانهای خود و عدم وابستگی به حالات روحی موضعی و یا دورهای مدرس (و فراگیر) و با ادعای کیفیت بالاتر و ارائه بهتر دانش (با شعار در اختیارداشتن خصیصههای مثبت آموزش حضوری)، متعلم را در شرایطی بهتر قرار داده است و معلم را وادار کرده در ارائه تدریس خویش (قدری) فکورانهتر حرکت کند.
آیا زمان آموزش مبتنی بر وب فرا رسیده است؟
آموزش مبتنی بر وب که آن را اصطلاحاً WBT1 مینامند، شامل تمام آموزشهایی است که از طریق وب به موزش گیرندگان ارائه میگردد. بسیاری از شرکتهایی که قبلاً WBT را به عنوان یک مد زودگذر در نظر میگرفتند، امروزه به دلیل انعطافپذیری، تعاملی بودن و سایر مزیتهای این روش آموزشی، به سرعت در حال ارائه برنامههای آموزشی Online هستند. اما آیا واقعاً سازمان شما برای استفاده از موزش مبتنی بر وب آماده است؟ علیرغم هیجان، امکانات و جاذبههایی که استفاده از این روش به همراه دارد، جهش به آن با عجله و بدون تجزیه وتحلیل اینکه چه کسی، چه چیزی، چه وقت و چرا باید از آن استفاده کند، ممکن است منجر به ایجاد یک فاجعه یا باعث شکست شود.
امروزه مشخص شده که آموزش در موفقیتهای تجاری و توسعه نقش مهمی دارد و از ارزشی استراتژیک برخوردار است. حال باید بسیار هوشیار باشیم که چرا باید مسیری را که دارای عیب و نقص است شروع کنیم؟ شروع کورکورانه یک آموزش مبتنی بر وب بدون توجه به انعطافپذیری، خلاقیت، اثربخشی، مقرون به صرفه بودن و سایر عوامل ریسک بسیار بالایی است.
در بسیاری از سازمانها استفاده از WBT به دلیل فشارهایی است که از طرف مدیران برای استفاده از فناوری اینترنت به واحدها وارد میشود. در برخی از سازمانها این شیوه آموزشی فقط برای تأمین هزینههای اینترنت سازمان میباشد؛ در حالی که بهترین دلیل برای استفاده از این روش، سودآوری آن، قابلیت بازاریابی، اعتبار و بسیاری موارد دیگر است. خوشبختانه این دورهها به آموزش، نگهداری و حفظ کارکنان کمک میکنند؛ گرچه تمام موارد ذکر شده، امتیازات فوقالعادهای برای موفقیتهای شیوه آموزش مبتنی بر وب میباشند؛ اما اینها به تنهایی دلایل خوبی برای عرضه تجارت WBT نیستند. به هر علتی که تجارت ارائه آموزش مبتنی بر وب پیوسته رو به افزایش باشد، گسترش برنامههای آموزشی وب با سرعت نجومی رو به رشد است؛ به طوری که از سال 1998 تا سال 2002 این میزان دو برابر شده است. تجربیات پیشگویی میکند که جهش عمده بعدی در صنعت آموزش یک روش ترکیبی است؛ یعنی مجموعهای از آموزش معلم مدار و آموزش مبتنی بر تکنولوژی که شامل آموزش همزمان و غیرهمزمان On-Line، آموزش به وسیله CD-Rom، ویدئو و ماهواره خواهد بود.
آموزش میتواند با انواع مختلف رسانهها ارائه شود، از قبیل کلاسهای درس سنتی و آموزش مبتنی بر کامپیوتر. انتخاب فناوری اینترنت برای ارائه آموزش باید فقط بعد از بررسی عواملی مانند چه کسی باید بیاموزد؟ چه چیزی قرار است آموزش داده شود؟ کجا آموزش صورت میگیرد؟ چه طور آموزش حمایت میشود و چه وقت باید آموزش انجام بگیرد؟ صورت پذیرد.
انتخاب یا اجبار
گذار از جامعه صنعتی به جامعه اطلاعاتی لزوماً به مفهوم حرکتی تکاملی نیست بلکه معادل جهشی ساختاری است. همانگونه که گذار از زنجیره ”قاطر ـ گاری ـ درشکه“ به ”اتومبیل ـ ترن ـ هواپیما“؛ هرچند در درون هریک از زنجیرهها حرکتی تکاملی است ولی تغییر مکان از یک زنجیره به زنجیره دیگر، جهشی ساختاری میباشد. همین رابطه در تغییر مکان از بزرگراه اتومبیل رو یا کریدور هوایی به بزرگراه اطلاعاتی و ارتباطی صادق است. اگر در تغییرات قبلی، افزایش سرعت حرکت در سیر و سفر اساس بوده است، در این تغییر ساختاری اخیر، کلاً حذف حرکت فیزیکی و سیر و سفر در کار است، یعنی امکان انجام کار بدون حرکت فیزیکی؛ و این جهشی ساختاری است که در مناسبات دنیای نوین غیرقابل اجتناب است. در نتیجه این تغییر مکان و گذار به جامعه اطلاعاتی نه یک انتخاب، بلکه یک اجبار است.
معضل یا فرصت
هرچند که گذار به جامعه اطلاعاتی مستلزم تغییرات بسیار گسترده و ژرف در روش، منش و مناسبات اجتماعی میباشد، اما نباید این تحول را لزوماً به عنوان یک معضل بزرگ محسوب نمود. اگر گذار از جامعه سنتی به جامعه صنعتی با معضلات بیشماری از جمله مسئله ”وابستگی“ فنی و اقتصادی و به تبع آن وابستگی فرهنگی، اجتماعی و نهایتاً وابستگی سیاسی و نظامی همراه بوده است، در گذار به جامعه اطلاعاتی فرصتهایی به چشم میخورد که میتواند در جهت عکس آنها عمل نماید. دلیل اصلی این امر وجود هزاران نفر از مولدین و مبتکران ایرانی در بطن تحولات فنآوری اطلاعات و ارتباطات در پیشرفتهترین مراکز جهان است. این موقعیت شرایط استثنایی تاریخیای را به وجود آورده است که برای نخستین بار امکان جهش از موقعیت عقبماندگی به موقعیت پیشرفتهای را برای کشور ما فراهم آورده است. حضور فعال و مؤثر متخصصان و نخبگان ایرانی در مهمترین مراکز علمی و پژوهشی اروپا، آمریکای شمالی و اقیانوسیه نیز فرصتی گرانبها به وجود آورده است که انتقال دانش، تجربه و فنآوری اطلاعات و ارتباطات را امکانپذیر مینماید. این فرصت تاریخی برای گذار به جامعه اطلاعاتی در مورد کمتر کشوری صدق میکند.
سرمایهبری یا سرمایهآوری
بزرگترین تنگنای گذار به جامعه صنعتی، معضل همیشگی ”سرمایه بری“ آن بوده و هست. گذار به جامعه اطلاعاتی لزوماً از چنین ویژگی برخوردار نیست. گذار به جامعه صنعتی، طولانی، سرمایه بر، پرحجم و پرمشقت است. مستلزم کار ساخت و ساز بسیار عظیم، سرمایههای بسیار عظیمتر و دیر بازده است. کاری که عمدتاً از دست افراد و گروههای خصوصی ساخته نیست و در نتیجه گذار به جامعه صنعتی در جهان سوم کار دولتها بوده است. در نتیجه، به جای گذار از جامعه سنتی به جامعه صنعتی، در واقع گذار به ”جامعه دولتی“ صورت گرفته است. این معضل سرمایه بری و طبعاً ”دولتمداری“، لزوماً در گذار به جامعه اطلاعاتی غیرقابل اجتناب نیست. مراحل گام نهادن در پهنه اطلاعات و ارتباطات، هریک به خودی خود اشتغالزا و همراه با ارزش که ناشی از افزایش کارآیی زیاد با سرمایهگذاری نسبتاً کم میباشد. در واقع، در هر گام از این حرکت، لزوم سرمایهگذاری سنگین در بسیاری از بخشها حذف یا تا حدود زیادی کاهش مییابد. در نتیجه، هر مرحله از این حرکت خود سرمایهآور است. افزایش کارآیی نیروی انسانی که مهمترین عامل تولید است، در این میان از بیشترین سهم برخوردار است. آموزش مجازی یا ”ای ـ فراگیری“ نیز کلیدگذار نیروی انسانی به جامعه اطلاعاتی میباشد.
آموزش الکترونیکی و تور جهانگستر
در گذشته در نظام آموزش از راه دور مطالب را از طریق پست برای دانشآموزان و دانشجویان میفرستادند و خبری از زمانبندیهای رسمی دانشگاهی، مانند نیمسال تحصیلی نبود. اما اکنون ویژگیهای خاص تور جهانگستر اوضاع را عوض کرده است و انبوهی از فرصتهای آموزشی ایجاد کرده است که برخی از آنها عبارتاند از: امکان به اشتراک گذاشتن مطالب (عکس، نوشتار، نمودار، فیلم و صوت) و امکان تعامل بین کاربران در چارچوب ابزارهای کاربر پسندی مانند: پست الکترونیکی، گپسرا و گردهماییهای دیداری و شنیداری از راهدور.
چرا آموزش الکترونیکی این گونه شکوفا شده است و شتاب گرفته است؟ با توجه به آهنگ شتابان دگرگونیها در جهان امروز، کسب دانش در کنار انجام کرهای روزمره به ضرورتی اجتنابناپذیر تبدیل شده است. درگیریهای کاری، اجتماعی و خانوادگی وقت زیادی برای انسان امروز باقی نگذاشته است و چارهای نیست جز استفاده از آموزش الکترونیکی که از لحاظ وقت به صرفهتر است. در ضمن محل سکونت انسان، هرچه بیشتر از محل کار و آموزش فاصله میگیرد و انسان هرچه بیشتر خود را در چنبره حمل و نقل احساس میکند. بنابراین آموزشی راهگشا است که هنگام جابهجایی انسان با خودروها، قطار و کشتی میسر باشد و بتوان در اوقات فراغت از آن بهره گرفت.
پیشتازان بهرهگیری از آموزش الکترونیکی کسانی هستند که مدام با کمبود وقت و فضا دست و پنجه نرم میکنند. کسانی هم در بهرهگیری از این گونه آموزش کامیاب خواهند بود که به گونهای استقلال خواهی، اعتماد به نفس و پشتکار در شخصیتشان وجود داشته باشد. ب این حال هنوز معیارهای کیفیتسنجی برای آموزش الکترونیکی از دیدگاه کاربران شکل نگرفته است و باید تحقیقات بیشتری در این زمینه صورت گیرد تا مشخص شود معیرهای مصرف کننده چیست. از این رو چارهای نیست جز آن که دیدگاههای نهادهای آموزشی در این زمینه مورد بررسی قرار گیرد. بنابراین پرسش این است که از نظرگاه استادان و آموزگاران 9 مؤلفه کیفی، تعهدات مجریان، فنآوری، خدمات دانشجویی، برنامهریزی آموزشی، استادان، بستر آموزشی، شففیت مالی، مقررات و ارزیابی را میتوان برشمرد.
دانشگاههای مجازی در ایران
تأسیس دانشگاههای مجازی در ایران را باید از دو دیدگاه فرهنگی و اقتصادی بررسی کرد.
در بعد فرهنگی تأسیس دانشگاههای مجازی فرصتی برای معرفی دانشگاههای ایران، فرهنگ و زبان ایران است. چنان که دانشگاه مجازی تامیل به همین منظور تأسیس شد تا زبانی را که رو به نابودی میرفت دوباره احیا کند. یا دانشگاه مجازی یهودیان که برای اهداف فرهنگی تأسیس شد.
از نظر اقتصادی نیز دانشگاههای مجازی به خاطر موقعیت سیاسی و فرهنگی ایران میتواند موجب جذب ارزآوری شود. ارزی که میتوان از آن در تحقیق و یا توسعه دانشگاهها بهره جست. از آن جایی که دانشگاههای مجازی هزینههای کمتری نسبت به دانشگاههای سنتی دارند، تأسیس دانشگاههای مجازی بسیار مقرون به صرفه است.
قدم اول برای تأسیس و برقراری این شیوه آموزشی در ایران، حل کردن مشکل اساسی ارتباط اینترنتی در ایران است. ارتباط اینترنتی الفبای دانشگاه مجازی است. برای دانشجویانی که از داخل ایران، خواستار تحصیل به این شیوه باشند، با وجود سرعتهای پایین، استفاده مطلوب از کنفرانسهای ویدئویی و شنیداری، ممکن نیست؛ علاوه بر این هزینههای استفاده از ارتباط اینترنتی در ایران نسبتاً بالاست، در حالی که در کشورهای دیگر، هم کیفیت و هم کمیت ارتباطات اینترنتی بهتر است.
خطوط تلفنی که به عنوان خطوط مخابراتی ارتباطی استفاده میشوند با سرعتهای بسیار بالای ارتباطات جهانی (فیبرنوری) قابل مقایسه نیستند. در صورت سرویس دهی به دانشجویان خارج از ایران هم مشکل ارتباطی هم چنان باقی است؛ اگرچه بسیاری از کشورها برای ارتباط از کابل استفاده میکنند و سرعتهای بالا و مطلوبی دارند، اما سرویس دهندههای ایرانی بسیار ضعیف عمل میکنند و در مقابل هک شدن بسیار آسیبپذیرند. اخیراً یک هکر خیرخواه تعداد زیادی از سایتهای ایرانی را برای چند ساعتی از کار انداخت تا آسیبپذیری آنها را یادآوری کند.
در دروسی که نیاز به واحدهای عملی و یا شرکت در جلسات اینترنتی است، برنامهریزی آموزشی نیاز به دقت بیشتری دارد. به هر حال، اگرچه ایران از این قافله عقب است، ولی با فاصله حرکت میکند. چراکه سیستمهای ارتباطی ما بسیار ضعیف و آسیبپذیرند، ولی سرعت حیرتآور آن پدیده آموزشی، این نوع آموزش را برای ما نیز اجتنابناپذیر کرده است و باید همراه با همه دنیا برای استفاده از آن تلاش کنیم.
قدم اول را باید با اصلاح و تکمیل پروژههای مخابراتی و رفع معایب سرویس دهنده برداشت که به سیاستهای کلی مملکتی وابسته است و نه دانشگاهها و یا مراکز آموزش عالی و قدم بعدی، دسترسی به آخرین روشهای کامپیوتری مدیریتی و تربیت متخصصانی در این زمینه است تا آخرین پدیدههای آموزشی را به کار گیرند.
منابع:
1- کریم زادگان مقدم، داود (1382)، ”گزارش دبیر اولین همایش آموزش الکترونیکی“، چکیده مقالات، تهران؛
2- دولت آبادی، فرهاد (1382)، ”مروری بر مقوله آموزش در عصر ارتباطات و آشنایی با اصول و انتظارات از یک سیستم آموزش الکترونیکی کارآمد“، چکیده مقالات، تهران، ص 3؛
3- شیخی، محمدباقر (1381)، ”دانشگاه مجازی“، نشریه مدت، تهران؛
4- www.iranu.com ؛
5- سپاسی، مریم (1382)، ”از دانشگاه مجازی چه میدانیم؟“، همشهری، شماره 3217، ص 18؛
6- گزارش ویژه، کیفیت در آموزش مجازی، جهان رایانه، شماره اول، سال اول؛
7- جلالی، علیاکبر (1382)، ”یادگیری الکترونیک، تغییر چهره آموزش در جهان“، چکیده مقالات همایش آموزش الکترونیکی، تهران، ص 26؛
8- حقانی، نادر، (1382)، ”c- learning, e- learning, e-learning“، چکیده مقالات، تهران، ص 29؛
9- کبیریفر، فاطمه (1382)، ”WBT آیا برای آموزش مبتنی بر وب آمادهاید؟“،
- چکیده مقالات همایش آموزش الکترونیکی، تهران، ص 54؛
شهرام شریف
سالانه در حدود هفتصدمیلیون قبض آب، برق، تلفن، گاز و غیره به خانه مردم تحویل میشود. این میزان را در یک ساعت میانگین (خوشبینانه) معطلی مردم در صف بانک، ترافیک و رفتوآمد ضرب کنید، به عدد هفتصدمیلیون ساعتی میرسید ...
که برای این عملیات ساده بانکی از وقت مردم کشور تلف میشود. قیمت این هفتصدمیلیون ساعت را چه کسی میتواند محاسبه کند؟ این تنها یک نمونه از یک عملیات زاید بانکی است که هزینه و زمان سنگینی را به کشور تحمیل میکند و میتوان صدها نمونه از چنین مواردی را در سیستم بانکی کنار هم قرار داد.
راه حل کجاست؟ آیا فناوریهای جدید امکان بهرهمندی بهتر مردم از خدمات روزمره را فراهم نمیکند؟ آیا بانکداریهای نوین که تبلیغ آن را در هنگام معطلی در صف، بردرو دیوار بانکها مشاهده میکنیم، در همه دنیا به این گونه است؟ پاسخ متاسفانه منفی است.
تغییر مدیریت بانک مرکزی که در واقع وظیفه سیاستگذاری سیستم بانکی کشور را بردوش دارد، فرصت مناسبی در بازنگری روشهای کنونی برخورد با مشتری است. مدیریت بانک مرکزی طی سالهای اخیر فرصت مناسبی را برای حرکت دادن بانکهای کشور به سمت بانکداری الکترونیکی از دست داد. بیاعتقادی به بانکداری اینترنتی و مقرر نکردن پروژهها و برنامههایی برای تغییر سیستم ناکارآمد بانکی باعث شده که روزبهروز بر دشواریهای زندگی شهری افزوده شود.
با تاسف باید گفت آنچه هم اکنون به عنوان خدمات الکترونیک از سوی بسیاری از بانکهای کشور به مشتریان ارائه میشود، چیزی فراتر از چند سرویس ساده نیست.
به عنوان مثال یکی از بانکها ارائه صورت حساب به مشتریان را از طریق اینترنت، یا فاکس و تلفن بانک، را به عنوان خدمات نوین بانکداری الکترونیکی خود برشمرده است و یا بانک دیگری اعلام برندگان جوایز قرعهکشی در بانک را به عنوان یکی از خدمات اینترنتی خود نام برده است. حتی برخی از موارد معدود حضور بانکها در اینترنت نیز با محدودیتها و ضعفهای بی شماری روبهرو است که مشتری را از چنین سرویسهایی ناامید میکند. بر این اساس مناسب است ابتدا چارچوب نظام بانکداری الکترونیکی و استانداردهای آن تعریف شود تا هر سرویس ساده تلفنی و معمولی را بانکداری الکترونیکی نامگذاری نکنیم.
طی سالهای اخیر به جز فقدان برنامه جامعی از سوی بانک مرکزی، مقاومت مدیران ارشد بانکهای دولتی در مقابل تحول به سمت خدمات الکترونیکی واقعی نیز مهمترین دلیل به وجود آمدن وضعیت به هم ریخته فعلی است. موضوعی که مقامات دولت گذشته را نیز به واکنش واداشت اما هیچ گاه به تعیین یک برنامه مشخص شده برای تغییر به سمت بانکداری الکترونیکی منجر نشد.
بر این اساس با توجه به وعده مقامات دولت کنونی مبنی بر تغییر در سیستم بانکی کشور، شاید مهمترین انتظار، پایان دادن به روشهای سنتی پرداخت و انتقال وجوه و حرکت به سمت کاهش مراجعات حضوری مشتریان به بانک باشد. چنین موضوعی البته در برخی قوانین و آییننامههای فعلی مانند آییننامه تبصره 13 تاکید شده اما این تاکیدهای مقطعی برای یک تحول انقلابی در این عرصه کافی نیست. شکی نیست استقرار یک سیستم بانکداری الکترونیکی کارآمد و موثر شفافکننده بسیاری از عملیات بانکی و نظمدهنده وضعیت کنونی است.
پوشش زن و مرد ایرانی ازجمله مسایلی است که از دوران باستان در ایران دارای اهمیت بوده و در شرع مقدس اسلام نیز برآن تأکید بسیار شده است. پوشش ایرانی از ابتدای تاریخ باستانی این کشور تا کنون دست خوش تحولات جدی نشده و مفهوم پوشش از زمان باستان به این سو در فرهنگ ایرانی حفظ شده است. بررسی پوشاک از این لحاظ اهمیت دارد که می توان اطلاعاتی دررابطه با سیر تحول تاریخی, زیبا شناسی, اعتقادات, طبقات اجتماعی و پیشرفت صنعت به ویژه نساجی و پارچه بافی یک قوم یا تمدن کسب کرد.
به طورکلی عوامل موثر بر فرم لباس ها درجوامع مختلف عبارتند از: 1- شرایط جغرافیایی و محیطی و آب و هوا 2- نحوه زندگی و اسکان و اوضاع اجتماعی 3- جنگ ها و اوضاع سیاسی و نوع حکومت 4- شرایط و اوضاع اقتصادی و پیشرفت های تکنولوژی 5- اعتقادات مذهبی و آداب و رسوم 6- نظام طبقاتی حاکم بر جامعه 7- روابط فرهنگی, اقتصادی و سیاسی با سرزمین های مجاور.پوشاک ایرانیان در زمان 550 قبل از میلاد تا دوران جنگ های صلیبی، ادامه لباس بابلی ها و آشوری ها و بسیارمتنوع و گوناگون بود. آن ها لباسی به نام «کندیس» به تن می کردند که از پشم، کتان و ابریشم تهیه می شد. کندیس موجود در این دوران لباسی بود با آستین های گشاد که به صورت پیلی هایی منظم در پشت بازو قرار می گرفت. دامن این لباس در جلو شکم یا در زیر پهلوها چین می خورد و به شکل پیلی هایی منظم در می آمد. در زیر این لباس، پیراهن و شلوار زیر و جوراب می پوشیدند. براساس اعتقاد پژوهش گران، این نخستین باراست که در تاریخ، لباس زیر، آن هم از نوع دوخته شده آن مطرح شده است. البته دراین زمینه تردیدهایی نیز مطرح شده ولی آن چه مسلم است این که در 1350 قبل از میلاد به شهادت آثاری که از تمدن عیلامی به دست آمده، ایرانیان «لباس کامل» به تن می کرده اند. لباس کامل متشکل از یک دامن بلند و تن پوشی با آستین های بلند بوده که بر تن پیکره های پادشاهان و ملکه های عیلامی یافت شده است. مردان بلند پایه اجازه داشتند کندیس بر تن کنند که آن را نیز پادشاه هدیه می داد. کندیس به رنگ بنفش مایل به آبی بود و تزییناتی به رنگ سفید و نقره ای داشت در حالی که کندیس گروه های اجتماعی پایین تر، سرخ رنگ بود. این رنگ قرمز ساردی نام داشت و از شکوفه های درخت ساندیکس گرفته می شد.
بعدها رداهایی از ابریشم و پشم به رنگ های گوناگون عرضه شد. لیکن رنگ های قرمز، زرد و آبی تیره از محبوبیت بیش تری برخوردار بودند. بنفش و آبی تیره از رنگ های سلطنتی به شمار می رفت و قهوه ای رنگ ویژه سوگواری بود. درایران قبل از میلاد، پادشاه؛ شالی از پارچه طلا و همسرش کمربندی از طلا که به آن کیف پول خود را می آویخت، به کمر می بستند. گفته شده است که عایدی شهرها، به عنوان «پول توجیبی» از سوی برخی از پادشاهان به همسرانشان بخشیده می شد. دریک نقش، تصویری از شاه باستانی ایران نشان داده شده است با ردایی به رنگ بنفش با برودری دوزی از نخ های طلا و مزین به جواهر. بعدها کند یس جای خود را به کتی داد که روی شلوار پوشیده می شد و به طور یقین منشاء کت و شلوار استاندارد امروزی مردان بوده است. درایران باستان، کفش را از چرم نرم به رنگ زرد و به شکل پا می ساختند که تا مچ پا را می پوشاند و به وسیله دکمه و تسمه هایی که روی آن نصب شده بود، بسته می شد. بعدها تزییناتی از چوب مروارید و سنگ های گران بها همراه با برودری دوزی های زیبا به کفش افزوده شد. دست کش، چوب دستی گران بها و بادبزن با دسته بلند، ویژه خاندان سلطنتی بود که توسط خدمه حمل می شد. جواهرمورد استفاده ایرانیان بسیار هنرمندانه و زیبا، از طلای وزین مروارید نشان، همراه با میناکاری و سنگ های کم یاب ساخته می شد. سنگ ها به شکل سرانسان تراش داده می شد. گوشواره، دست بند، گردن بند و انگشتر به ویژه انگشتر مهردار به نشانه اقتدار مورد استفاده بوده است. ایرانیان قوطی و شیشه هایی از مرمر برای نگه داری عطر و لوازم آرایش داشتند. دختران در سن ازدواج که پانزده سالگی بود، گوش واره می آویختند. هم چنین دختران و پسران دراین سن موظف بودند کمربند تبرک یافته ای را به کمر ببندند.از زنان ایران باستان شمار اندکی تندیس به جای مانده است و همین امر اظهار نظر در مورد پوشش آن ها را دشوار می کند؛ زیرا زنان در زندگی اجتماعی شرکت چندانی نداشتند ولی نقش برجسته ای که از سده پنجم پیش از میلاد در دست است، یک ملکه را در پیراهن و شلواری کامل نشان می دهد و احتمالا لباس زنان دوران های بعد نیز چنین بوده است.
پارسیان لباس هایی مانند لباس های مردم امروزی بر تن می کردند. بعد ها خود را به زیورآلات مادی نیز می آراستند. جز دو دست؛ باز گذاشتن هر یک از قسمت های بدن را خلاف ادب می شمردند و به جهت ستر سر و پای خود؛ از سربند یا کلاه یا پاپوش استفاده می کردند. شلواری سه پارچه و پیراهنی کتانی و رولباسی می پوشیدند که آستین آن ها دست ها را می پوشاند و کمر بندی بر میان خود می بستند. گفته می شود بسیاری از طرح های کنونی پوشاک؛ از جمله لباس های مربوط به دوچرخه سواری و اسب سواری از لباس های ایران باستان الهام گرفته شده است و پوشاک قبایل کرد و لر در ایران نیز تا حد زیادی ملهم از لباس های هخامنشیان و پارت ها است.
بیش تر مورخین چنین اظهار نظر کرده اند که لباس مادها را هخامنشیان نیز مورد استفاده قرار داده اند. لباس آن دوران نیز از 3 قطعه پارچه متفاوت درست شده بود که به کمک حاشیه ها از یک دیگر مشخص می شدند. حاشیه درهمه لبه ها و کناره های لباس به چشم می خورد. بالاترین قطعه لباس, پارچه ای بود که روی شانه ها قرار می گرفت. این پارچه از این مچ دست تا آن مچ دست را در بر می گرفت و سوراخی برای عبور سر در میان داشت و در قسمت جلو تا روی سینه و در پشت تا روی شانه ها را پوشش می داد. دوم پارچه یک رنگی بوده به طرف پایین بدن در جلو تا کمر و در پشت تا زیر نشیمن گاه و قطعه سوم پارچه ای نقش دار بوده که به صورت لنگ بسته می شد و در پشت و جلو قدی یکسان داشته است.
اگرچه پوشیدن لباس برای جلوگیری از سرما و تابش آفتاب یا به منظور ستر و پوشش بدن است، اما در برخی فرهنگ ها، انتخاب رنگ و نقشهای روی پارچه و تزیین لباس با منجوقهای رنگارنگ و حاشیههای زردوزی و گلابتون یا چین واچینها یا دوختن سکه (طلا، نقره و امروزه نیکل) بر آن ها، معرف قومیت، شخصیت و منزلت اجتماعی است. درایران امروزی اقوام مختلف ایرانی با توجه به فرهنگ ها و آداب و رسوم خاص خود دارای لباس های مخصوصی هستند. زنان روستایی و ده نشین، به ویژه زن ایلاتی و عشایری، بنابر ذوق ملی و روح زیباپسند خود و برای ایجاد تنوع و خوشآیندی در اقلیمهای خشک و یک نواخت و دشتها و بیابان ها یا سرزمینهای سبز و خرم و تطابق خود با محیط، در انتخاب شکل و رنگ پارچه جامههای خود، اغلب به رنگ های شاد و ترکیب های زیبا ودل نواز روی میآورند.
لباس کُردی با انواع گوناگون آن در میان ایلات و عشایر و روستاییان منطقه کردستان و تنوع آن ها در نزد مردان و زنان و تزیین آن ها با زردوزی، قلابدوزی و پولکدوزی و یا کلاه زنان کرد که به پولکهای الوان و سکههای قدیمی و رایج، حتی اشرفی طلا و سکههای نقره سلاطین قاجار مزین است؛ موسوم به «کلا و پولک» و کلا و لیره، یا سربندهای پارچهای نخی و ابریشمی (کلاغی) – همگی دلایل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی دارند و از نقطهنظر تحول منزلت اجتماعی و حتی ویژگی فرهنگ ایلی یا روستایی معرف موقعیت مشخصی در جامعه هستند. البته در این میان، تأثیر محیط طبیعی، آب و هوا و شیوه کار را در نوع لباس ایلات و عشایر نباید از نظر دور داشت.
با این همه، پوشاک ایرانی از نظر ویژگی های ظاهری مشترکاتی دارند که در اینجا به طور کوتاه و گذرا به آن ها اشاره میشود. درمیان زنان، استفاده از پوشش سر به شکلهای مختلف صورت میگیرد، مانند مقنعه در میان زنان ترکمن شمال و زنان زرتشتی، و چارقد که توری است، درمیان زنان بلوچ و دستار، به رنگ های مختلف، درمیان زنان کُرد. پیراهنهای بلند و گشاد به صورت های مختلف یا دامنیهای پرچین. آستینهای بلند به شکلهای مختلف تنگ، گشاد، با حاشیه و نواردوزی شده نیز زیاد مورد استفاده واقع می شود. دردوخت بیش تر لباس های زنان روستایی و عشایری از انواع پارچهها و نوارهای زردوزی شده استفاده میشود. استفاده از زیورآلات یا دوختن سکهها و منجوق و پولک به لباس نیز متداول است.
لباس مردان روستایی و عشایری با تغییرات بسیاری رو به رو بوده و بیش تر لباس ها یک دست شده است. استفاده از بلوز و شلوار در لباس های بومی و محلی مشهود است؛ بیش تر شلوارها گشاد و چیندار دوخته میشوند و برخی از پیراهنها مانند پیراهن مرد بلوچ، بلند تا سر زانوست. پیراهن مردان نیز بیش تر به صورت گشاد دوخته میشود و استفاده از کلاه یا عمامه یا عرقچین نیز معمول است. عرقچین نزد مردان بلوچ، کلاه نزد کردها، عمامه نزد سیستانی ها از اهمیت زیادی برخوردار است. تزیین بدن، از جمله خال کوبی پیشانی، گونهها، زیرلب و دست ها، نوع رایج تزیین بدن در جوامع عشایری است. هم چنین آویختن زیورآلات در گوش و بینی، گلو و دست و پا، با مفاهیم رمزی یا آداب و مناسک عشایر ارتباط دارد. نوع پارچه، دوخت، تزیین و نام انواع پوشاک و زیورهای زنانه در نزد ایلات و عشایر از تنوع چشم گیری برخوردار است.درباره پوشاک مردم شهری امروز ایران نیز میتوان گفت که با تغییر کلی که در پوشش مردان به وجود آمد، پوشیدن کت و شلوار، پیراهن، کفش و پالتو در زمستان در شهرهای بزرگ ایران معمول است و اکنون ظاهر شدن در انظار عمومی بدون کلاه، ناپسند نیست. پوشش زنان شهری نیز در ایران در مقایسه با قدیم تفاوت هایی دارد ولی اصل پوشش که از ایران باستان به این سو رعایت می شده هم چنان پا برجا و استوار است. پوشش زنان امروزی را پیراهن که غالباً تا زانو و یا زیرزانو میرسد؛ یا بلوز و شلوار, کت و دامن و جوراب و پالتو در زمستان، در طرحها و رنگ های متنوع تشکیل می دهد. پوشاک زنان ایرانی در مقایسه با دیگر نقاط جهان تا حدودی یک دست و فرم است. برخی از زنان ایرانی در خارج از منزل چادر مشکی و معدودی چادر رنگی بر سر میکنند. گروهی از زنان و دختران نیز انواع مانتو که پیراهنی بلند و گشاد است، با روسری یا مقنعه در رنگ های مختلف استفاده می کنند که البته در اداره ها, دانشگاه ها و مکان های دولتی رنگ های فرم و خاصی استفاده می شود.



نظرات () لینک مطلب