اینجاایران است - ایران زیبای ما
نويسندگان

همه روی یکسر به جنگ آوریم               جهان بر بد اندیش تنگ آوریم

ز بهر بر و بوم و پیوند خویش                زن و کودک وخرد و فرزند خویش

اگر سر به سرتن به کشتن دهیم             از آن به که کشور به دشمن دهیم

( فردوسی بزرگ )

 

مرزهای طبیعی - سیاسی و ملیتی ایران زمین

 

سرزمین ایران یکی از گهواره های تاریخ و تمدن بشری محسوب می شود که همیشه صحنه ساز دلاوری , مردانگی , تمدن , فرهنگ و پیشرفت بوده است . اگر بر اوستا , ودها , تورات , خداینامه , تاریخ مسعودی , طبری و دیگر کتب اسلامی و دینی ایرانی نگاهی بیاندازیم خواهیم دید که همگی تاریخ و تمدن را از ایران زمین آغاز کرده اند . این ایران همان فلات ایران است که آشور و بابل و سومر و اکد و پارس و پارت و ماد را شامل می شود . رابرت ویزون می نویسد که سر آغاز تمدن ایران تا پانزده هزار سال پیش باز میگردد . کرونین تمدن ایران را از تمدن کهن مصر نیز قدیمی تر می داند . پرفسور اسمیت می گوید که ایرانیان بی گمان نخستین آموزگاران جهان بوده اند و آنچه مردمان دیگر دارند از ملت ایران آموخته اند ( ایران در پس پرده تاریخ , ص 13 )

 

میکادو باستان شناس ژاپنی پس از پژوهش در شهرستانهای ایران میگوید : بر خلاف کتب تاریخی ژاپن بر طبق همه شواهد تمدن کهن ژاپن از ایران گرفته شده است . وی پس از اقامتی طولانی در دیلمان گیلان سرانجام سرچشمه تمدنهای چین , هند , ژاپن و تبت را از این شهر کهن دانسته است . ( مجله سپید و سیاه شماره 34 )

به گفته پرفسور هولدن برگ در پی بازدید از ایران و پژوهشهای ایرانشناسی خود گفت : تمدن ایران بسیار فراتر از آنچیزی است که مورخین غربی برای ما نگاشته اند . مرزهای این تمدن کل خاورمیانه و حتی بخشهای زیادی از آسیا و قسمتی از اروپا را تحت نفوذ خود داشته است .  

  

تمامی اسناد تاریخی و شواهد ایرانشناسی حکایت از این دارد که ایران کنونی تنها یک ایران کوچک شده  با مرزهای غیر واقعی است که در طول 200 سال اخیر شاهد تجاوزات بسیار سنگینی از سوی انگلستان و روسیه بوده است . با اینکه کردستان های ما در دوره های عثمانی به اشغال ترکان عثمانی در آمد ولی این 200 سال اخیر بزرگ ترین ضربه های سیاسی به ایران خورده شده است  . با اینهمه امروزه باردیگر این تمدن در حال رشد و نمو است , در نتیجه وظیفه ای بسیار سنگین بر دوش ملت ایران قرار دارد . چرا که ملت ایران چیزی نیست که ما امروز شاهد آن هستیم . ملت ایران شمال سرزمینهای حقیقی ایران است که اقوام آن بر آن قدرت و بزرگی و استحکام می بخشند . اقوامی که همیشه سینه خود را برای دفاع از این سرزمین سپر کرده اند و در رشد و نمو فرهنگ و تمدن ایران مهم ترین نقش را ایفا می کرده اند .  وجود این اقوام گوناگون در کنار یکدیگر را می توان بزرگترین نعمت برای آیندگان ایران بزرگ دانست . با وجود این اتحاد بزرگ , ملت ایران بدون شک به همان جایگاه نیاکان خویش دست پیدا خواهند کرد . زیرا تاریخ به ما نشان داده است که به دلایل بسیار گسترده و روشن ایران همیشه مورد تجاوز و چشم داشت بیگانگان قرار داشته است و اگر حاکمان وقت و ملت ایران برای اتحاد همه سرزمینهای خود گام برندارند دقیقا عکس این قضیه اجرا می شود و بیگانگان به اهداف شوم خود برای استعمار و استثمار ملت و خاک ایران دست پیدا خواهند کرد . این عمل در طول تاریخ با لشگر کشی و  جوانمردی بزرگان ایران کسب می شد ولی امروزه با پیدایش مرزهای سیاسی ( غیر واقعی ) چنین گاری عملی نیست و بایستی با جذب فرهنگی , اتحاد تاریخی و تمدنی , تشکیل کنفدراسیون و اتحادیه های ملت و فرهنگ ایران و یکی شدن دوباره با سیاستهای ملی دولت قابل اجراست . نام این سرزمین دارای پشتوانه ای بس طولانی ٫ زیبا و پر محتوا می باشد . واژه "ایران" از واژه های کهن هزاران ساله اوستایی برداشت شده است . ائیرینه , ائیرینه وئیجه . در لغت در معنی خواستگاه آریایی ها نامیده می شود که شامل مرزهایی بسیار گسترده تر از ایران کنونی بوده است . در این جستار کوشش می شود این مرزها را از سه دیدگاه , مرزهای طبیعی ,  مرزهای سیاسی و مرزهای نژادی بررسی کنیم .  

مرزهای طبیعی ایران  

مرزهای طبیعی ایران شامل فلات ایران می باشد . فلات ایران یک اصطلاح حقیقی و جغرافیایی است که هزان سال است وجود دارد . فلات ایران  شامل رودها ,  کوهها و دریاهاست : در شرق : رودهای مهران ( سند ) , آمودریا ( جیحون ) و سیردریا ( سیحون ) .

در غرب رودهای ارنگ ( سرچشمه دجله و فرات ) می باشد . در گزارش شاهنامه ابومنصوری مرز غربی ایران رود نیل است . افزون بر این رشته کوههای البرز که از قفقاز تا هیمالیا سر بر فلک کشیده , دیواره های درون مرزی ایران زمین را درست کرده است .

در جنوب شامل دریای پارس ( خلیج فارس ) و دریای مکران ( عمان ) است . مکران نام حقیقی و کهن سیستان است که در کتب تاریخی آمده است و دریای جنوبی آن نیز به همین نام بوده است .               

 

به نوشته فتح الدین فتاحی : این حقیقت محض , حکم تاریخ و ناموس طبیعت و اقتضای صلح و صلاح اجتماعات انسانی است که افغانستان همواره بخشی از سرزمین آریایی ایران بوده و در طول تاریخ بخش جدا نشدنی خاک ایران بزرگ بوده است . در بین ما ایرانیان حقیقت بین هیچ تفاوتی بین افغانستان با آذربایجان وجود ندارد . هیچ تفاوتی برای ما ایرانیان بین افغانستان با کردستان نیست . ما برداران خراسانی خود که قسمت زیادی از آنان در خاک افغانستان است را بسیار گرامی میداریم . در طول تاریخ برادران افغان ما همیشه در کنار ما بوده اند و به جز یک مورد هیچ نبردی با یکدیگر نداشته ایم . آنان آریایی و بخشی از ملت ایران هستند . در دوره های ماد , هخامنشیان , اشکانیان , ساسانیان , سامانیان , صفویان , نادرشاه و . . . افغانستان و به خصوص بلخ و قندهار و هرات همیشه بخش لاینفک ایران بوده است . در سپاه نادر شاه افشار نیز بسیار سرباز افغان بوده است که همیشه در کنار ملت ایران بوده اند . ( کتاب هرات در قلمرو استعمار )

جغرافی دان نامدار موسی خورنی سرزمینهای ایران را چنین می شمارد :

کوست خوربران ( منطقه غرب ) :

مای , ماسپتان , مهرکان کتک , کشکر , گرمکان , نوهاترج , شیزکان , ارزن ( شامل تمامی کردستانات ترکیه و عراق و سوریه )

کوست نیمروج ( جنوب ) :

پارس , خوزستان , اسپهان ( اصفهان ) , کورمان ( کرمان ) , توران , مکران ( سیستان ) , اسپت , وشت , سکستان , زپلستان ( زابلستان ) میشون , هگر , پنیات رشیر ( بنیاد اردشیر ) , در ( جزیره درین و بحرین ) میش ماهیک ( بحرین و عمان ) مزون , اسپهل , دیبهول

کوست خوراسان ( شرق )

اهمدان , کمش , ورکان , اپرشهر , مرو , هرات , مروت , هرو , کاتشان , نسای میانک , بژین , تالکان , گوزکان , اندراپ , وست , هروم , زمب , پیروز نخجیر , دزین اوزک , ورچان , من سن , گچگ , آسان , بهل بامیک ( بلخ بامیان ) چرمنکان , شیر بامیکان و . . . ( شامل افغانستان ,  پاکستان , تاجیکستان , ازبکستان , ترکمنستان ) 

 

کوست کپکوه ( قفقاز و شمال ایران ) :

آتروپاتکان ( آذربایجان ) , ارمن ( ارمنستان ) , ورجای , رن ( آران یا جمهوری آذربایجان ) بلاسکان , سیسکان , اری , گلان ( گیلان ) شنچان , دلمونک ( دیلم ) , دمباوند ( دماوند ) , تپرستان , رویان و آمل .

 

 مرزهای سیاسی ایران  

مرزهای سیاسی ایران در دوره های مادها , هخامنشیان , اشکانیان , ساسانیان , سامانیان , صفویان , نادر و . . . ( در حدود 2400 سال ) با وجود تمام فراز و نشیب هایش حتی از مرزهای طبیعی فلات ایران نیز گسترده تر بوده است . به عبارتی مرزهای ایران چیزی بالغ بر دو برابر ایران کنونی بوده است . برای نمونه پادشاهی هیتی یا ختی از ماد غربی تا کنعان را در بر می گرفته است . در پادشاهی هخامنشیان به خصوص داریوش بزرگ اوج قدرت ایران در آسیا نمایان می گردد و 28 شهر آسیا جزوی از ایران بوده است . استرابو جغرافی دان نامدار می نویسد : فرات و سرزمینهای آن سوی فرات ( عراق کنونی ) بخشی از ایران اشکانی است که ساکنین این منطقه ترجیح می دهند تحت فرمان ایران باشند تا رومیان . مهرداد ششم مشهور به مهرداد کبیر فرمانروایی سرزمینهای رود هالیس ( سرچشمه فرات در ترکیه امروزی ) یعنی ناحیه ای که تا اماستریس می رسد و بخشی از  پافلاگونیه در قلمرو وی بوده است . کرانه های غربی هراکلیا تا کولخیس ( در گرجستان امروزی ) و ارمنستان و . . . بخشی از ایران است .

در قرن پانزدهم سرزمینهای ایران که کردستان در آن جای داشت پس از هزاران سال متلاشی شد و امپراتوری عثمانی آن را اشغال کرد . در جنگ جهانی اول عثمانی ها کردستان ایران را بین عراق و ترکیه تقسیم کردند . سرزمین جزیره هم بین عراق و سوریه تقسیم شد . عده ای از کردها هم در قسمت قفقاز ساکن شدند . کردستان از سال 612 قبل از میلاد ( پادشاهی ماد )  تا قرن 15 پس از میلاد یعنی چیزی در حدود 2000 سال بخشی جدا نشدنی از ایران بود که متاسفانه با یورش سپاه عثمانی آنجا اشغال شد و از ایران جدا گشت . با دخالتهای انگلستان کشوری جعلی به نام پادشاهی عراق بنا شد و رسما مرزهای غیر واقعی با دخالت انگلیسی ها ساخته شد .

در سنه 1254 ارتش استعمارگر انگلستان به افغانستان حمله نمود و مهراب خان حاکم وقت سیستان برای دفاع از مرزهای خود مشغول لشگر کشی به مرزها شد . انگلیس ها نیز از این امر خشمگین شدند و لشگری بزرگ را راهی طوایف کوهستانی بلوچستان نمودند و بسیاری را کشتند . در سنه 1854 ( 1271 هجری قمری ) عهد نامه ای به تاریخ 14 ماه می از سال 1854 برقرار شد و خان سیستان مجبور به قبول آن شد و به زیر سلطه کشور فخیمه انگلستان در آمد . قسمتهای بلوچستان پاکستان به نام بلوچستان انگلستان نام گرفت و انگلیس خطوط راه آهن و ساختمانهایی را در آنجا بنا کردند . مرزهای کنونی که بین بلوچستان انگلستان ( پاکستان ) و بلوچستان ایران مقرر شده است که در سال 1896 میلادی تصویب شد . مساحت بلوچستانی که متعلق به ایران شده است شامل 129500 کیلومتر مربع و قسمتی که جزو پاکستان شده است شامل 118600 کیلومتر مربع می باشد که همگی بخشی از سرزمین ایران است . این عهده نامه یکی دیگر از دخالتهای انگلستان در سرزمین و نژادهای ایرانی محسوب می شود و سندی بر خیانت این کشور بر ملت ماست . بلوچها بر پایه نژاد شناسان خود انگلیسی از ایرانیان هستند که برخی از آنها با ترکان آمیزش کرده اند . قدشان بلند و جمجه هایشان بیشتر به هفتاد و هشتاد می رسد . بینی ها بلند و برجسته دارند . رنگشان گندم گون است . از هندوها و افغانها نیز در بلوچستان ساکن هستند . ولی بخش عمده آنان به دو قسمت تقسیم می شوند یکی بلوچها و دیگری براهوئی ها که بیشتر بلوچها ساکن دشت های جنوبی پنجاب و شمال سند پاکستان کنونی هستند و براهوئی ها ساکن سیستان ایران .

هرات (  بلخ و قندهار و . . . ) شهری است که در گذشته به نام آریا شناخته شده است . امروزه جزوی از افغانستان است . تا دوره نادرشاه افشار هرات در تمامی دوره های تاریخی جزوی از ایران بود . پس از مرگ نادر افغانها بر هرات مسلط شدند . ولی کماکان جزوی از ایران بود . چون خود افغانها نیز بخشی از اقوام آریایی ایران هستند . در نهایت ماموران کشور فخیمه انگلستان که همیشه با مزدوران خود در کشورهای دیگر دخالت می کنند در هرات مامور جدایی هرات از ایران شدند . در سال 1249 عباس میرزا از سوی فتح علی شاه قاجار مامور پس گرفتن هرات از دست افغانها شد تا آنجا را به شیوه ایرانی اداره کنند . مرگ عباس میرزا این کار را ناتمام گذاشت . محمد شاه قاجار کوششی برای پس گیری هرات کرد که ناکام ماند . در زمان ناصر الدین شاه قاجار محمد خان افغان هرات را از ایران جدا کرد . ناصر الدین شاه و یارانش هرات را محاصره کردند و در سال 1273 این شهر را رسما به ایران متصل کردند . ولی در نهایت با مداخلات بریتانیا قرار بر این شد که انگلستان همیشه مزدور که جنوب ایران را که اشغال کرده بود آنجا را ترک کند و ایران هم تعهد دهد هرات را به افغان ها واگذار کند  .

بحرین جزیره ایرانی خلیج فارس نیز از دیگر موارد اشغال شهرهای ما می باشد . در سال 1334 دولت وقت ایران بحرین را استان چهاردهم ایران معرفی کرد . با این کار انگلستان بنای ناسازگاری را با ایران گذاشت و این کار دولت ایران را به رسمیت نشناخت . به دلیل سرمایه های موجود در این جزیره ایرانی ( مروارید - نفت و . . . ) انگلستان شروع به مقابله با این حرکت مشروع ایران کرد . دهها نامه از سوی انگلستان به سازمانهای بین المللی زده شد تا جهان را بر ضد ایران تحریک کنند . در نهایت با یک برنامه ریزی موزیانه و ضد انسانی بحرین را انگلستان اینگونه به اشغال خود در آورد : در دوره نخست وزیری هویدا انگلستان تنها راه موجود برای حل قضیه جزیره بحرین را رفراندوم دانست . بنا به برنامه از پیش تعریف شده انلگستان در رفراندومی ساختگی با ایجاد شناسنامه های تقلبی و . . . درصد زیادی از نتیجه انتخابات را به نفع خود تمام کرد و شاه ایران مجبور به واگذاری بحرین به انگلستان شد .

به هر روی تاریخ ایران از دوره عثمانی به این سوی شاهد هزاران تجاوز و نیرنگ و اشغال سرزمینهای اش بوده است . شاید مهم ترین عوامل را بتوان بیکفایتی سلاطین وقت و دخالتهای مستقیم روس و انگلستان دانست . آنچه که امروز بر همگان آشکار است حق قانونی و مسلم ایران در تشکیل یک اتحادیه بزرگ ایرانی است .

نقشه ایران در دوره ماد , هخامنشیان , اشکانیان , ساسانیان و پس از اسلام

 مرزهای ملیتی و نژادی ایران  

 اصطلاح حقوقی ملت عبارت است از :  گروهی از افراد انسانی که بر خاک معینی زندگی میکنند و تابع قدرت یک حکومت میباشند.

 در تئوری کلاسیک( ناشی از انقلاب کبیر فرانسه ) ملت عبارت است از مجموعه افرادی که دولت را تشکیل میدهند و دارای حق حاکمیت میباشند.

اصطلاح حقوق بین الملل عمومی : دستهای از افراد انسانی که عموما در خاک معینی سکونت اختیار کرده ودارای وحدت نژادی و زبان و مذهب میباشند به طوری که این وحدت برای آن افراد طرز فکر و تاریخ مشترک بدانگونه ایجاد کند که پیوندهمزیستی بین آنها پدید آورد. در فقه اصطلاح امت به همین معنی استعمال شود. 

پس به مجموعه افرادی که در هر منطقه دارای اشتراک زبان , شیوه لباس پوشیدن و فرهنگ خاص خود هستند قومیت تیره ها گفته می شود . قومیت های مختلف که دارای پیشینه نژادی یکسان باشند تشکیل ملت را میدهند . پس زبان خاص هر منطقه , شیوه لباس پوشیدن , آداب و رسوم همگی نشان از اشتراک قومیت آن منطقه دارد . در تمامی واژه نامه ها و فرهنگ نامه ها به راحتی می توان بر این ادعا پی برد . بخشی از اقوام مهم نژاد آریایی شامل این اقوام ایرانی هستند که اینان را به هیچ روی نمی توان ملت خواند :

آذری , کرد , لر , بلوچی , ازبک , تاجیک , ارمنی , ترکمن , بختیاری , تالشی , افغان و . . .

افغانستان , پاکستان ( بلوچستان ) , تاجیکستان , ارمنستان , آذربایجان ,  گرجستان , داغستان , کردستان ترکیه و کردستان عراق از دیدگاهی طبیعی , نژادی , زبانی بخشی از ایران و ملت ایران بزرگ هستند .

استرابو می نویسد : مادها در سرزمین ارمنستان هنوز از آداب و رسوم پارسیان پیروی میکنند . ناحیه ماد به بخشهای زیادی تقسیم می شود که همگی آریایی هستند . ( جغرافیای استرابو ) .

هراند پاسدرباجیان مورخ ارمنی می نویسد : دو قرن در کنار پادشاهی بزرگ هخامنشیان برای ارمنها رفاه و ترقی و سعادت به همراه آورد . پارسیان برای این منطقه از میان خود ارمنها فرمانروا برگزیدند . پس از سقوط هخامنشیان ارمنها به دلیل رشادتهای بسیار و موقیعت خاص منطقه به زیر سلطه اسکندر گجستک در نیامدند و هویت خود را حفظ کردند .  ( تاریخ ارمنستان , ترجمه محمد قاضی )

پس از یورش اعراب به ایران ملت ایران دچار گسستگی ظاهری شد و حدود هزار سال زمان برد تا سلسله صفوی در ایران به روی کار آمد و دوباره ایران قدرتمند و مرزهای حقیقی اش را بازیافت . صفویان با اینکه تعصبات خشک دینی و شیعه را در ایران رسمی کرد ولی ایرانی بزرگ و مرزهای حقیقی را تشکیل داد . شاه عباس کبیر با متجاوزین ترک عثمانی به شدت مقابله کرد و دست آنان را از ایران کوتاه نمود .

پهنه سرزمینهای اشغال شده ایران در قرارداد تحمیلی گلستان و ترکمانچای برابر است با 276200 کیلومتر مربع و سرزمینهای اشغالی ایران در استانهای شرقی ( بلوچستان و افغانستان ) برابر است با 2161725 کیلمتر مربع .

در 22 دی 1182 خورشیدی با کشتار هفت هزار تن از ایرانیان ساکن گنجه ( واقع در جمهوری آذربایجان ) این شهر توسط روسها سقوط کرد و رسما به اشغال روس در آمد . در این نبرد 18 هزار تن از آذریها به اسارت رفتند . رهبری بزرگ این نبرد با جواد خان زیادلوی قاجار بود . در 9 اردیبهشت 1298 خورشیدی تمامی مردم شهر نخجوان ( واقع در جمهوری آذربایجان ) در برابر کنسولگری ایران تجمع کردند و خواستار بازگشت به مام ایران شدند . پس از سقوط اتحاد سوسیالیستی شوروی اقوام ایرانی ساکن قفقاز با هویت کهن خود درخواست ایجاد کنفدراسیون با ایران شدند ولی یورش بلشویکها به این مناطق و دسیسه انگلستان و آمریکا این حرکت عملی نشد .

( تاریخ تجزیه در ایران , هوشنگ طالع )

 گزنوفون مورخ نامدار یونانی که مشهوترین زندگی کوروش بزرگ ( کوروپدیا ) اثر وی است اقوام ایرانی را 12 تیره آریایی می داند :

 

  1 ) مادها در شمال غربی ایران , شامل کلیه قسمتهای آتروپاتکان (آذربایجان) , آران و قفقاز ( جمهوری آذربایجان) , کلیه شهرهای کرد نشین ترکیه و عراق و سوریه .

2 ) پارس ها در جنوب ایران

3 ) هیرکانیها در استرآباد ( گرگان , گرجستان  )

4 ) پارتها در سرزمین خراسان بزرگ شامل افغانستان

5 ) آریانها در مجاورت رود هریرود ( آریوس )

6 ) درانگیان در شمال غربی افغانستان کنونی

7 ) آراخوتیان در ناحیه رود هلمند و شاخه های آن در اطراق قندهار در افغنستان کنونی

8 ) باکتریان در دامنه های شمالی هندوکش تا کنار جیحون که همان بلخ امروزی در افغانستان است

9 ) سغدیان در ناحیه کوهستانی میان جیحون و سیحون

10 ) خوارزمیان در گستره خیوه

11 ) ماژگیان در کنار رود مارگوس یا مرغاب که بیشتر در گستره مرو واقع در ترکمنستان کنونی است .

12 ) ساگاژتیان واقع در زاگرس شرقی که در سرزمینهای پهناور شمال دریای مازندران ( کاسپین ) زندگی میکنند .

 

بن مایه :

ایران بزرگ , امید عطایی فرد

کوروش نامه , کوروپدیا ,  گزنوفون

فرهنگ دهخدا . چاپ دانشگاه تهران

جغرافیای استرابو - جغرافی دان نامدار 

واژه نامه اوستایی - دکتر بهرام فره وشی

نامه ایران , حمید یزدان پرست  , چاپ اطلاعات

 

[ ۱۳۸٩/٢/۱۳ ] [ ٢:۳٢ ‎ب.ظ ] [ ]



    نقش رستم نام محلی است که در استان فارس و در شش کیلومتری شمال تخت جمشید قرار دارد. در این محل و در سینه کوه سیوند چهار دخمه متعلق به پادشاهان هخامنشی تراشیده شده است.
    در بخش های پایین کوه چندین سنگ نگاره از دوره ساسانیان و نیز از دوره عیلامیان نقش بسته که اطلاق نام نقش رستم به این جایگاه به سبب وجود همین نگاره ها بوده است.
    در برابر این دخمه ها و در فاصله کمی از کوه بنای رصدخانه خورشیدی نقش رستم قرار گرفته است. این ساختمان در دوره هخامنشیان و به گمان بیشتر در زمان داریوش اول ساخته شده است.
    دو بنای دیگر شبیه به نقش رستم وجود داردکه اولی در پاسارگاد و دیگری در ناحیه باستانی «میرا» واقع در جنوب غربی آسیای کوچک (ترکیه) یا همان سرزمین لیدی هخامنشیان قرار دارد. بنای پاسارگارد از هر حیث شبیه به بنای نقش رستم اما به شدت آسیب دیده و تنها دیوار شمالی آن باقی مانده است. بنای لیدیایی میرا نیز نسبتا سالم است اما با بنای نقش رستم تفاوتهایی دارد.
    
    بنای نقش رستم
    بنای نقش رستم به شکل برج مکعب مستطیلی با قاعده مربع که قریب 5/12 متر بلندی و هفت متر طول هر ضلع آن است. در ساختمان این برج به جز سنگ آهک سفید و خاکستری رنگ از هیچ مصالح دیگری استفاده نشده است. سنگها به طرزی بسیار صیقلی و دقیق چنان برروی هم قرار گرفته اند که احتیاج به ملات نداشتند. سقف این بنا نیز از چهار قطعه سنگ ساخته شده و طرز تراش آنها شکل هرم کوتاهی به آنان بخشیده است. و تاکنون به جز آسیبهایی که گنج یابان کوته اندیش به این بنای با قدمت بیش از 2500سال و پلکان آن وارد ساخته اند، کوچکترین خللی در ساختمان آن بوجود نیامده است.
    
    رصدخانه خورشیدی نقش رستم
    بررسی هایی که برروی رصدخانه خورشیدی نقش رستم صورت گرفته و نیز کتیبه های میخی اخترشناسی که از 2500 سال پیش و همزمان با عصر هخامنشی به دست آمده است، نشان می دهد که هیچ آگاهی یی درباره حرکت های خورشیدی از دیدگاه دانشمندان آن روزگار پنهان نبوده است. اخترشناسان 2500 سال پیش، قاعده های حرکت خورشید، ماه، سیاره ها، ستارگان و دوره های ساروسی را استخراج کرده بودند و پدیده های آسمانی از قبیل خورشیدگرفتگی و ماه گرفتگی را پیش بینی می کردند و در کتیبه ای از زمان داریوش اول حتی محل دیده شدن آن تشخیص داده شده است.
    کتیبه ها نشان می دهد که در سالهای میان 529-522 پیش از میلاد و همزمان با پادشاهی «کمبوجیه» فعالیت رصدخانه آغاز شد و کتیبه معروف «کمبوجیه 400» در رصدماه، مشتری، زهره، زحل و مریخ یادگار دانش خلاقه اوست. در این متن رصد دقیق ماه، سیاره ها و محاسبه های مربوط به طلوع و غروب آنها به دقت نوشته شده است، به طوری که نمی توان مراتب تحسین خود را از آن محاسبه های شگفت پنهان داشت.
    کتیبه ها حاکی از آن است که در سالهای 540- 440 پیش از میلاد و همزمان با نیمه نخستین دوره هخامنشی 550-330، دانش اخترشناسی به حدی از پیشرفت خود رسیده بود که در همه سرزمین های تابعه ایران هخامنشی تأثیر و گسترش شگرف داشته است.
    
    دوره شکوفایی دانش اخترشناسی
    با توسعه دانش اخترشناسی در مصر که موجب تجدید حیات و شکوفایی نجوم و هندسه شد یکی از دانشمندان ایرانی در زمان داریوش اول به مصر اعزام و مأمور تشکیل فرهنگسراها و تجدید سازمان کتابخانه ها و بنیادهای علمی شد.
    گزارش های یونانی از قرن ششم پیش از میلاد حاکی از سفرهای دانشمندان یونانی به ایران است. در میان این گروه نام فیثاغورس نیز به چشم می خورد. اینان در انتقال دانش از شرق به غرب نقشی قابل توجه داشتند.
    به گفته «هرودت» این گروه مفهوم قطب ها، آفتاب سنج، تقسیم دوازده گانه روز و شب و کارکردن با رصدخانه خورشیدی و ساعت خورشیدی را با خود به یونان بردند و در اسپارت آفتاب سنج یا رصدخانه ای خورشیدی ساختند که علاوه بر اعتدال بهاری و پاییزی و انقلابهای تابستانی و زمستانی، ساعات روز را هم نشان می داد.
    در سال 530 پیش از میلاد و همزمان با آغاز پادشاهی کمبوجیه، دانش اخترشناسی در بابل و میاندورود (بین النهرین) شکوفا شد. در این دوره نظریه های ماه و سیاره ها و نظام کبیسه کردن سال استخراج شد و برای رصد اجرام آسمانی تلاشهای بسیار صورت پذیرفت. رصدمشتری که در زمان کمبوجیه آغاز و منجر به تدوین نظریه حرکت سیاره مشتری شد در زمان داریوش اول انتشار یافت. نظریه های گردش زحل و مریخ نیز به دنبال آن تنظیم و تدوین شد.
    بررسی رصدخانه خورشیدی نقش رستم این نظریه قدیمی که آغاز سال هخامنشی روز اول مهرماه بوده است را تایید می کند. سال هخامنشی سال خورشیدی حقیقی و از اعتدال پاییزی تا اعتدال پاییزی و جشن بزرگ آنان جشن مهرگان بوده که در اول مهرماه و همزمان با جشن های سال نو انجام می شده است. پس از مهرگان، جشن نوروز بزرگترین جشن های سالیانه آنان بوده است.
    آفتاب سنج های رصدخانه نقش رستم این واقعیت مهم را نشان می دهد که برخلاف عقیده رایج، ایرانیان باستان از واحد هفته استفاده می کردند و نام ماههای هخامنشی نیز در سنگ نبشته داریوش در بیستون و همچنین در لوح های کشف شده در تخت جمشید شناخته شده است.
    
    حمله اسکندر و افول دانش اخترشناسی
    در زمان حمله اسکندر به ایران، برادرزاده ارسطو، تعدادی از متن های نجومی را به درخواست عمویش به یونان فرستاد. اما اسکندر و جانشینان او متن هایی را که پیش بینی ها و محاسبه های یادشده در آن برایشان اهمیت داشت گزینش و رونویسی می کردند و بقیه کتیبه ها که از نظرشان بی فایده و بی ارزش بود نابود کردند.
    پس از اسکندر بناهای علمی به معبد تبدیل شد و به دنبال آن اخترشناسی و پیش بینی گردش اجرام آسمانی تبدیل به غیب گویی، رمالی و فال بینی شد و دانشمندان از کرسی های علمی خود پایین کشیده شدند و چه ستمها و سوءاستفاده هایی که از مردم بخت برگشته نکردند و نبردند! در این میان بیشتر از همه ستمی بود که به جان و روان دانشمندان و دانش و فرهنگ ایران زمین رسید

 

 

[ ۱۳۸٩/٢/۱ ] [ ٤:٤۸ ‎ب.ظ ] [ ]

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

مشاهده آثار حیرت انگیزتخت جمشید احساس غرور ملی قابل توجهی را در انسان ایجاد می کند مردم ما با مشاهده این آثار پی به استعداد و سوابق تمدن کشورشان ببرند و باور فرمائید کرد که در آینده بتوانند نقش تاریخی خود را بازیابند و مشعل نورانی اسلام با این استعداد و سوابق برای روشن کردن راه سایرملتها بدست گیرند .

اکبر هاشمی رفسنجانی

 

کوروش در سال 550 ق . م تاجگذاری گرد و امپراطور ی هخامنشیان را بنیاد کرد . سپس پسرش کمبوجیه این امپراطور ی را گسترش دادو هنگامیکه در مصر بود خبر شورش و کودتای گئو ماتای مغ را شنید . بنابراین کار مصر را رها و به طرف ایران حرکت کرد اما در بین راه و بر اثر حادثه ای درگذشت و در نتیجه داریوش که یکی از فرماندهان لشکر کمبوجیه  و شاهزاده ای هخامنشی بود باتفاق شش تن از بزرگا ن سپاه ،خود را به ایران رسانیده شورش را سرکوب کرد و به نام داریوش اول قدرت را به دست گرفت .

 

وی با تثبیت قدرت و ایجاد یک حکومت مرکز ی توانمند برای نشان دادن شوکت و شکوه امپراطوری هخامنشی به ملتهای تابعه تصمیم گرفت که شهر پارسه را در ایالت پارس بنا نماید .و دستو رداد مجموعه ای از کاخها را در قلب این شهر و بر صفه ای در دامنه ای در دامنه کوه مهر بنیاد نهند تا نمایندگان نقاط مختلف امپراطوری برای شرکت در آئینهای نوروزی که یکی از بزرگترین و مهمترین جشنهای ملی و مذهبی ایرانیان باستان بودو به این مکان فراخوانده شوند .

برای شروع بکار در سال 518 یا 517 ق .م معماران سلطنتی صفه ای را به گستردگی 5/12 هکتار در دامنه کوه رحمت یا کوه مهر (خدای خورشید ) که بسیار مورد احترام بود ساختند .

ساختن این کاخ با شکوه و پیش بینی همه اصول معماری در آن با ستونهایی به ارتفاع نزدیک به 20 متر ،ایجاد آب روهای زیرزمینی در زیر دیوارها،وجود درهای چوبی با روکشی ازطلا با ارتفاع  15 متر بکارگیری تزئینات داخلی مانند رنگ و کاشی لعاب دار و کف سازی بسیار عالی و. یکی از شاهکاری هنر معماری جهان باستان شمرده می شود.

همزمان با کار آپادانا دست به کار ساختمان تچرو خزانه نیز شدند . کاخ تچر که کاخ اختصاصی داریوش اول (کبیر) بوده است با ایجاد صفه ای کوچک ،3 متر بالاتر از کاخ آپادانا ساخته شد . سنگهای این کاخ بنام مرمر سیاه شهرت دارند ،از معدنی در 40 کیلومتری غرب تخت جمشید که امروزه به نام مجد آباد خوانده می شود استخراج و به این محل حمل شده است .

این سنگها آنچنان صیقلی یافته بودند که مانند آئینه نقش انسان را در خود منعکس می کرده اند و به همین دلیل به کاخ آئینه نیز شهرت یافته است .

خزانه تخت جمشید  را که به گفته مورخین باستان بزرگترین خزانه هخامنشیان بوده است تنها با یک راه ورودی و یک دیوار سرتاسری و جدای از بخشهای پذیرایی و خدماتی در قسمت جنوب شرقی تخت جمشید ساختند . پس از داریوش پسرش خشیار شا شاه به قدرت رسید . وی با توجه به اهمیت پارسه (تخت جمشید) تصمیم گرفت که کارهای پدر را دنبال کند ." آنچه که به فرمان پدرم ساخته شده بوده ،من نگهداری کردم و بناهای دیگر بر آن افزودم"

 

– که از جمله مهمترین افزوده های خشیار شا شاه بربناهای داریوش یکی پلکان شرقی و شمالی آپادانا است که از اهمیت ویژه ای برخوردار است . بر یک طرف آن سان هدیه آوران شامل  23 گروه نمایندگان کشورهای تابعه و در طرف دیگر بزرگان ایرانشهر نقش شده اند . همچنین ایوان جنوبی کاخ تچر است که به حیاط کاخ راه دارد .

او در خزانه داریوش هم تغییراتی بوجود آورد و علاوه بر تکمیل بناهای یاد شده بناهای جدیدی نیز در تخت جمشید ساخت .

که عبارتند از : دروازه ملتها ،کاخ و مجموعه حرمسرا و کاخ اختصاصی او معروف به هدیش . این کاخ که در بالاترین قسمت تخت جمشید بنا شده است و کف اصلی آن را سنگ کوه تشکیل می دهد ،تنها کاخی است که بر طاقچه هایش نقوشی حجاری شده است .

کاخ دروازه ملتها که در ابتدای ورود به تخت جمشید قرار دارد سقفش بر چهار ستون 16 متری استوار بوده است و بر جرزهای درگاه شرقی (به طرف کوه) دو ابوالهول با بدن گاو ،بال عقاب و سر انسان و بر جرزهای درگاه غربی (به طرف دشت ) دو گاو عظیم الجثه حجاری شده اند .

 

پلکان ورودی تخت جمشید نمونه ای از شاهکارهای دوران خشیار شا شاه است ،در هر طرف دارای 110 پلکه کوتاه و عریض است و در هر چهار ، پنج یا شش پله را در یک سنگ در آورده اند ،که ردیفی از کنگره های  جان پناه آن را تزئین کرده است .

علاوه بر این درزمان خشیار شا شاه بنای کاخهایی را شروع کرده بودند که تکمیل نشد و بعدا در زمان جانشینانش ساختمان این کاخها را بپایان رسانید ند . کاخ صد ستون از آن نمونه است .

اردشیر اول جانشین و پسر خشیار شا شاه نیز کارهای نیمه تمام پدر را دنبال کرد و خود نیز بناهایی بر تخت جمشید افرود از کارهای او تکمیل کاخ صد ستون یا تالار تخت است که دارای صد ستون سنگی به ارتفاع 14 متر و 8 درگاه مزین به نقوش بسیار زیبا و منحصر به فرد است .

 

اخیرا کاخ سه دروازه یا تالار شورا را نیز از کارهای اردشیر اول می دانند .این کاخ که در مرکز تخت جمشید قرار دارد ، محل رایزنی شاه با بزرگان و رایزنانش بوده است . بر پلکان شمالی کاخ که به حیاط کاخ آپادانا را ه دارد ،نقوش بزرگان مادی و پارسی را در دو صف جداگانه نقش کرده اند . این کاخ موقعیت ساخت آن ظاهراً در تعیین تاریخ و تقویم ایران باستان موثر بوده است .

دردامنه کوه دو مقبره عظیم اردشیر سوم هخامنشی قراردارد که مانند مقبره داریوش در نقش رستم از سنگ کوه بر آورده اند و نمای آنهامانند ایوانهای کاخ تچر و کاخ آپادانا است که در قسمت بالا شاه را در مقابل نقش فروهر ، آتش مقدس و قرص ماه در حال نیایش نشان داده اند که بر دوش نمایندگان کشورها حمل می شود .

جهت تامین آب مجموعه و جلوگیری از جاری شدن سیل به داخل کاخها د ردامنه کوه کانالهایی ساخته و مسیر آب باران را به طرف چاه سنگی عظیمی هدایت می کرده اند که دهانه آن 22 متر مر بع وسعت دارد (70/4x70/4 متر ) و بعمق 26 متر در دل کوه تراشیده شده است  .

 

کار ساختمانی تخت جمشید نزدیک به 120 سال بطول انجامید و به مدت 200 سال آبادان بود تا اینکه در سال 330 ق .م بدست اسکندر مقدونی فتح گردید و به آتش کشیده شد و پس از این تاریخ مدتها و تا انتهای سلطنت اشکانیان (پارتها ) چندان توجهی به این مجموعه نمی شد .

تا اینکه پس از گذشت قرنها در سال 1310 ه (1931.م ) کار حفاریهای تخت جمشید آغاز شد و از آن زما ن تاکنون بخشهای عمده ای از تخت جمشید از بند خاک رها شده و کار تعمیراتی آن به نحو شایسته ای پیشرفت نموده است . بطوری که مقدار زیادی از سنگها شناسایی و قطعه یابی و در جای خود نصب شده و تعداد زیادی از ستونها و دروازه مجدداً و بکمک استاد کاران ایرانی بشکل اولیه بازسازی شده است .

گفتنی است که تخت جمشید منحصر به همین صفه نیست و آثار شهر پارسه در اطراف تخت جمشید و تا کیلومتر ها نیز پراکنده است . متاسفانه در ایام بی خبری قطعاتی از این اثر منحصر به فرد به خارج از کشور انتقال یافته که هم اکنون زینت بخش موزه های مهم جهان است .

 

این سرزمین را اهورا مزدا از سپاه (دشمن ) از خشکسالی و از (دیو ) دروغ بپایاد . بدین سرزمین سپاه (دشمن ) بدسالی و (دیو) دروغ میاد.

(کتیبه داریوش تخت جمشید)

 

[ ۱۳۸٩/٢/۱ ] [ ٤:۳٠ ‎ب.ظ ] [ ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

موضوعات وب
صفحات اختصاصي
?