اینجاایران است - ایران زیبای ما
نويسندگان

ایرانیان و همسایگان آنان

قبایل ایرانی در هنگام مهاجرات به ایران و تا مدتها پس از سکونت در این سرزمین مستقل از یکدیگر می زیستند  . آنان برای خویش دارای سرزمینیقوم ماد بودند و فرمانروایی از آن خود داشتند . وجه اشتراک آنها ، فقط در فرهنگ و معتقدات بود . این فرهنگ و معتقدات آنان را از دیگر اقوام آریایی جدا می ساخت . به عنوان مثال انها با سکاها که دسته ای از اقوام آریایی بودند ، معتقدات متفاوتی داشتند . سکاها که به تعلیمات زرتشت ایمان نیاورده بودند ، همچنان به معتقدات قبلی آریائیها عمل می کردند ، بخصوص دسته ای از آنها که تورانی نامیده می شدند با پیروان زرتشت جنگهای بسیاری کردند و زرتشت نیز به دست همین قوم کشته شد .

با ورود اقوام ایرانی به فلات ایران ، آنان مدتها درگیر جنگ با ساکنان قدیمی این سرزمین بودند ، اما به تدریج با یکدیگر آشنا و همنشین شدند .

این آشنایی و همنشینی هنگامی صورت گرفت که ایرانیان به عنوان نیروی غالب و پیروز در فلات ایران ساکن شده بودند . از آن پس ایرانیان به تدریج با دستاوردهای تمدنی و فرهنگی اقوام قدیمی ساکن در ایران آشنا شدند . از میان این اقوام ، ایلامیها به دلیل پیشرفتهای فرهنگی و تمدنی بسیار که داشتند از اهمیت بیشتری برخوردار بودند . در نتیجه پس از مدتی ایرانیان خط ، کشاورزی و شهرسازی را از آنان فرا گرفتند . یکی از علل تحول جامعه آریایی از زندگی شبانی به زندگی کشاورزی و تلاشهای زرتشت در این مورد ، آشنایی ایرانیان با تمدن و فرهنگ اقوام قدیمی ساکن در ایران بود .

با استقرار آریائیها در فلات ایران ، آنان با اقوامی که در سرزمین های اطراف زندگی می کردند نیز همسایگان فلات ایران در هنگام استقرار آریائیها ، آشوریان و کلدانی ها بودند . در نتیجه تماس با اقوام مجاور فلات ایران ، بخصوص اقوام که در کنار رودخانه هایی چون سیحون و جیحون و نیز دجله و فرات زندگی می کردند ، در فرهنگ و معتقداد ایرانیان تغیراتی رخ داد . چنانکه به تدریج اعتقاد به آناهیتا رواج یافت . در همین حال زرتشت در اندیشه های خود ، آناهیتا را یکی از ایزدان زیر دست اهورامزدا قرار داد .

  چگونیگ تاسیس مادو قدرت یافتن آن

قبایل ایرانی با همسایگان خود در خارج از فلات ایران تنها روابط تمدنی نداشتند بلکه جنگ و تهاجم نیز نیز بارها میان آنان رخ می داد . کوهستانهای شمال غربی ایران بیش از هر جای ایران دستخوش تهاجم بود . در این قسمت از گذشته های دور اقوامی ساکن گردید . همسایه غربی این منطقه دولت آشور بود که پی در پی برده و سنگهای معدنی به آنجا هجوم می آورد . تنها راهی که در پیش روی ساکنان کوهای زاگرس قرار داشت پناه گرفتن در کوخستان و اتحاد با یکدیگر بود . چنانکه پیش از این ، گوتی ها و لولوبی ها نیز برای مقابله با مهاجمان متحد شده بودند . اما این اتحاد ، گستذدگی و قدرت فراوانی نداشت بنابراین لازم بود اتحاد بزرگتری تشکیل گردد .

در حدود سال هزار ق. م . دولت اورارتو نیز مانند دولت آشور به کوهستانهای شمال غربی ایران چشم طمع دوخت . در نتیجه سالیان متمادی میان آن دو جنگ در گرفت و فرصتی به دست آمد تا تعدادی از قبایل سامن در شمال غرب ایران اتحادیه ای تشکیل دهند که به اتحادیه ماننایی موسوم شده است . اتحادیه ماننایی برای مدتی توانست موقعیت خود را حفظ کند اما سرانجام در زیر ضربات اشوریان کمر خم نمود .

تجربه اتحادیه ماننا به وسیله قبایل ماد مورد استفاده قرار گرفت و اتحادیه ای تاسیسقوم ماد گردید . که به مراتب وسیع تر و قدرتمند تر بود . در این اتحادیه قبایل ماد حتی از همراهی قبایل غیر آریایی نیز استقبال کردند . مقابله با تهاجمات آشوریان برایشان ضرورتی حیاتی یافته بود . زیرا آشوریان در هر هجوم هر آنچه را می یافتند به غارت می بردند ، خانه ها را ویران و مردمان را اسیر می کردند و یا می کشتند . کسی که هدایت قبایل ماد را به سوی وحدت بر عهده داشت دیاامو نام داشت .

او از روسای طوایف بود و کدخدایی روستای خویش را بر عهده داشت . چنانکه گفته شده است او بواسط انصافی که در داوریهای خویش نشان می داد مورد توجه مردمان قرار گرفت ، در نتیجه روسای طوایف و قبایل او را فرمانروای خود نمودند .

تشکیل اتحادیه قبایل ماد و بنیانگذاری دولت توسط آنان ، آشوریان را بر آن داشت که بر شدت حملات خود بر کوهستانهای شمال غربی ایران بیفزایند زیرا قدرت یافتن این اتحادیه می توانست برای آشور اسباب دردسر و خطر را فراهم سازد . در مقابل مادها برای آمادگی بیشتر در برابر تهاجمات ، دژ هگمتانه را ساختند . مادها قبلا نیز از دژهایی که در ارتفاعات می ساختند برای دفاع بهره می بردند لیکن دژ هگمتانه دارای دیوارهای متعدد و توان دفاعی بیشتری بود .

این دژ که در محل شهر کنونی همدان قرار داشت مرکز دولت ماد به شمار می آمد و جایی بود که مادها دیااکو را بر خود به فرمانروایی شناختند .

دیااکو که در حدود سال 708 ق . م به فرمانروایی مادها رسیده بود قریب پنجاه سال حکومت کرد و در این مدت تمام مساعی او صرف حفظ موجودیت اتحادیه ماد در برابر تهاجمات آشوریان گردید .

پسر و جانشین دیااکو ، خشثریتی ( فرورتیش ) نام داشت . او از درگیری های آشور در بین النهرین و نواحی اطراف آن ، برای توسعه قدرت و قلمرو ماد بهره برد . اقدام اولیه خشترینی تشکیل ارتشی بود که سیاست دفاعی ماد را به سوی تهاجم و لشکر کشی هدایت کند . به همین جهت ارتشی مجهز تعلیم دیده و حرفه ای پدید آمد . این ارتش از یک سو اهداف خارجی دولت ماد را تعقیب می نمود و از سوی دیگر توسعه تشکیلات دولت ماد و تحول اجتماعی جامعه ماد را موجب می شد . تحولی که جهت اصلی آن ، افزایش توان نظامی روسای طوایف ( واسپوهران ) و گسترش املاک آنان بود .

ارتش ماد به فرماندهی هوخ شترخشثریتی توانست قلمرو ماد را در فلات ایران توسعه دهد و مهمترین موفقیت آن مطیع و متقاعد نمودن پارسها بود . موفقیتهای داخلی خشثریتی او را بر آن داشت تا خاک آشور را مورد تهاجم قرار دهد .

پس از مدتها ، این بار کوه نشینان زاگرس بودند که به سوی آشور می تاختند . هر چند آشوریان در این زمان ناتوان شده بودند ، اما در برابر تهاجم مادها ایستادگی کردند و در همان حال آن دسته از قبایل سکایی را که با خود متحد ساخته بودند ، برای حمله به سرزمین ماد به کمک طلبیدند . این امر نشان می داد که دولت ماد علیرغم افزایش توان نظامی خود ، توجهی به گسترش اقدامات سیاسی نداشته است . در نتیجه سکاها به سرزمین ماد سرازیر شدند . این در حالی بود که خشثریتی در میدان جنگ با آشوریان جان باخت .

  هوخ شتر

قتل خشثریتی در سال 653 ق . م دولت ماد را در وضعیت خطر ناکی قرار داد . هووخ شتر پسر و جانشین خشثریتی ، اولین اقدامی که انجام داد حفظ موجودیت اتحادیه قبایل ماد بود ، و این در شرایطی که سکاها غلبه یافته بودند ، بدون قبول اطاعت از آنان غیر ممکن بود . در نتیجه اتحادیه ماد در حالی که دولتی بسیار ضعیف داشت برای بیست هشت سال به زیر سلطه سکاها رفت .این کار از سویی مانع نابودی جامعه ماد به دست سکاها شد و از سوی دیگر باعث شد تا مادها در پناه سکاها از انتقامجویی آشوریان در امان بمانند . آنچه که در این شرایط به کمک مادها آمد آن بود که سکاها پس از غلبه بر مادها برای کسب قلمرو با آشوریان درگیر شدند و در این درگیری نیازمند همراهی و همکاری دشمنان آشور بودند . ستیزه آشوریان و سکاها به غلبه یکی بر دیگری نینجامید ، فرصتی فراهم ساخت تا هووخ شتر با بهره بردن از آن قدرت ماد را احیا کند .

احیای قدرت ماد با غافلگیر نمودن و کشتار سران سکاها به وسیله هووخ شتر شتاب بیشتری یافت . به دنبال آن بار دیگر شمال غربی ایران شاهد فرمانروایی مادها بود . علاوه بر آن مادها بار دیگر نواحی مرکزی و جنوبی ایران را مطیع خود ساختند . ارتشی که خشثریتی آنرا بنیانگذاری کرده بود ، با بهره گیری از تجارب جنگی سکاها ، قدرت بیشتری یافته بود و در خود توان عملیات خارجی را می دید . هدف اصلی این عملیات ، دولت آشور بود که علیرغم ضعف روز افزون ، خطر عمده یی برای ماد و همسایگانش بشمار می آمد . هووخ شتر در شرایطی آشور را مورد حمله قرار داد که دولت کلده نیز چنین اندیشه ای را در سر داشت . لذا دو دولت ماد و کلده متحد شدند و متفقا پایتخت آشور را در محاصره گرفتند . در نتیجه در سال 612 ق . م نینوا سقوط کرد . چند سال بعد دولت کلده آخرین مقاومت های آشوریان را نیز در هم شکست . با نابودی آشور دولتهای ماد و کلده مبدل به دو دولت بزرگ آسیای غربی شدند . قلمرو دولت ماد در این زمان بخش وسیعی از فلات ایران بود و هگمتانه شهری آباد و پقوم مادر جمعیت به شمار می رفت .

پس از فتوحات و استقرار امنیت ، وظیفه بعدی دولت ماد توجه به امور اقتصادی بود . اقتصاد ماد که بر اسای گله دارای بود نمی توانست جوابگوی نیازهای این دولت وسیع باشد . لذا دست یافتن بر تجارت آسیای غربی یعنی راههایی که از ایران و بین النهرین به سواحل مدیترانه منتهی می شد ، می توانست دولت ماد را در منابع تجاری این منطقه سهیم سازد . ظاهرا کلدانی ها زودتر متوجه این امر شده بودند لذا بلافاصله پس از سقوط آشور قلمرو خود را در امتداد رود فرات به سوی شام و سواحل مدیترانه گسترش دادند . مادها نیز که غیاب آشور خواهان کسب منافع بیشتر بودند در امتداد دجله متوجه آسیای صغیر شدند . اما بعکس کلدانی ها که در سواحل مدیترانه شهرهای نامتحد فنیقی را پیش رو داشت . هووخ شتر در آسیای صغیر با دولت ثروتمند لودیه که سربازان مزدور فراوانی را به خدمت گرفته بود روبرو شد لذا پنج سال دولت ماد و لودیه با هم جنگیدند بدون آنکه یکی بر دیگری غلبه قطعی یابد .

صلحی که بدنبال این جنگ منعقد شد مرز دو دولت را مشخص ساخت و هم موجب شد تا ولبعهد ماد ، دختر پادشاه لودیه را به همسری برگزیند .

  انحطاط و سقوط دولت ماد

کشمکش با دولت کلده. هووخ اشتر اندکی پس از صلح با لودیه در گذشت در حالیکه منابع انسانی و مالی بسیار از ماد را صرف جنگ با لودیه کرده بود . پسر و جانشین او آژدهاک که داماد پادشاه لودیه شده بود توانایی و لیاقت چندانی نداشت . اتحاد بالودیه شده بود توانایی و لیاقت چندانی نداشت . اتحاد بالودیه که در پی ازدواج اژدهاک با دختر پادشاه آن کشور و در اواخر حیات هووخ شتر صورت گرفت سیاست توسعه قلمرو دولت ماد در آسیای صغیر را متوقف ساخت و هیچگونه نفعی برای آن دولت به دنبال نداشت . زیرا ماد دولتی بر مبنای اقتصاد شبانی و لودیه بر پایه تجارت بود ، مسائل و مشکلات آنان نیز مانند هم نبود .

در همان حال نیازهای مالی که دولت ماد را بسوی آسای صغیر کشانده بود همچنان وجود داشت . در نتیجه مادها متوجه شام شدند . که دولت کلده به توسعه نفوذ خود در آنجا مشغول بود . دولت ماد در بخش علیای فرات شهر حران را در نظر داشت ، جایی که زمان سقوط آشور ، دولت کلده بدان چشم دوخته بود . بدنبال آن اتحاد قدیمی ماد با کلده به پایان رسید و دولت ضعیف شده ماد با فرمانروای نالایقی چون اژدهاک در جستجوی هدفی بر آمد که توانایی دست رفته بدان را نداشت .

در چنین شرایطی دولت کلده ، برای مقابله با ماد دست اتحاد بسوی کوروش پادشاه پارس دراز کرد . زیرا به خوبی می دانست که پارس ها قدرت یافته اند و دولت ماد را تهدید می کنند .

  سقوط ماد به دست پارسها

دولت کلده در تحریک پارسها به شورش علیه ماد موفق شد . زیرا از مدتها پیش پارسها بر قدرت خود افزوده بودند و در شرایطی که دولت و دربار ماد به خاطر عشرت طلبی و ناتوانی اژدهاک ضعیف شده بود موقعیت خویش را مستحکم ساختند . در درون جامعه ماد نارضایتی و نابسامانی در حال گسترش بود .

عامه مردم به دلیل رشد طبقه اشرافی جامعه ماد وضعیت مناسبی نداشتند . اشراف مادی که در پی توسعه و تقویت ارتش ماد صاحب قدرت و ثروت شده بودند ، امید فراوانی به موفقیت در برابر لودیه داشتند لیکن نه تنها پیشرفتی حاصل نشد بلکه دربار ماد محل نفوذ لیدی ها نیز گردید . در نتیجه سران دولت ماد ، فرمانروایی را ترجیح می دادند که بجای اژدهاک ضعیف بتواند آنان را صاحب زمین و ثروت بیشتری سازد .

در این حوالی شورش پارسها علیه ماد آغاز شد . در نتیجه اشراف نظامی ماد در پیوستن به فرمانروای آنان یعنی کوروش تردیدی نشان ندادند . به دنبال آن با پیوستن هارپاگ قدرتمند ترین مرد دولت ماد به پارسها که مشاوره اژدهاک و فرمانده لشکریان او بود ، دولت و دربار ماد فرو ریخت ، اژدهاک اسیر شد و به جای دولت ماد  ، دولت هخامنشی در سال 550 ق . م در ایران به قدرت رسید .

 
منبع : تاریخ ایران

[ ۱۳۸٧/۱٢/٢ ] [ ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ ] [ فرزین ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

موضوعات وب
صفحات اختصاصي
?